[ شرح ] غزل 206
بيت 1 : پيش از اينت . . . : قبل از اين تو بيشتر از اين در فكر عاشقانت بودى و مهرورزى تو با ما مشهور جهان بود .
بيت 2 : صحبت : همنشينى نوشين لبان : دلبران زيباى شكرينلب
ياد آن شبهايى كه با دلبران شكرينلب دور هم مىنشستيم و از اسرار عشق و محبت گفتگو مىكرديم ، فراموش مباد .
بيت 3 : سقف سبز و طاق مينا : به استعاره ، فلك نيلگون طاق : كمانى شكل ، گنبدى شكل بركشند : به وجود آرند . - قبل از آن كه گنبد مينايى فلك به وجود آيد ، نظرگاه ديدگان من كمان ابروان دلدار بود .
بودم آن روز من از طايفهى دردكشان * كه نه از تاك نشان بود و نه از تاكنشان
بيت 4 : ازل : زمان بىابتدا و ابد زمان بىانتها ميثاق : عهد و پيمان
بيت 5 : سايهء معشوق . . . : اگر عنايت دلدار شامل حال دلداده شد ، جاى تعجب نيست ، زيرا همان گونه كه عاشقان محتاج محبت دلبراناند ، دلبران هم مشتاق مهرورزى عشاقاند .
« دلبران بر عاشقان عاشقترند »
بيت 6 : لطف طبع و خوبى اخلاق : نيكخويى و فضيلت اخلاقى
اگر چه زيبايى صاحب جمالان ، دل و دين عاشقان را برده بود ، ولى گفت و گوى ما در اطراف فضيلت اخلاقى و حسن آميخته با معنويت آنان بود .
بيت 7 : نكتهاى : نكتهى پرمعنايى در كار كرد : به من آموخت
در آستان كاخ سلطنتى ، فقيرى نكتهاى پرمعنا به من آموخت و گفت از هر سفرهاى كه غذا تناول كنى ، صاحب آن سفره خداوند روزى رسان است ! بيت 8 : تسبيح : سبحه ، دانههاى به نخ كشيده به منظور ذكر اندر : در درون دامن « * » : قسمت پايين لباس ساقى سيمينساق : معشوقى كه ساق پايش به سفيدى نقره باشد .
بيت 9 : شب قدر : شب بر آمدن حاجات و مراد ، شب نزول قرآن كريم صبوحى :
شرابخوارى سرخوش : شاد طاق : در اينجا طاقچه معنى مىدهد ، در خانههاى قديمى در هر اتاق ، محلى براى قرار دادن لوازم خانه مىساختهاند و آن را طاقچه مىناميدهاند مانند قفسهبندى فعلى منازل .
بيت 10 : باغ خلد : گلزار بهشت - در زمان حضرت آدم ابو البشر ، اشعار حافظ را به عنوان زيور و زينت گلزار بهشت به كار مىبردهاند . ( مبالغه )
هامش
* در ديوان دكتر خانلرى و دكتر محمدى و بركهاورز ( مستشرق آلمانى ) به جاى « دامن » ، « ساعد » آمده است .