غزل 206 [ پيش از اينت بيش از اين انديشهى عشاق بود ]
1 پيش از اينت بيش از اين انديشهى عشاق بود * مهرورزى تو با ما شهرهى آفاق بود
2 ياد باد آن صحبت شبها كه با نوشين لبان * بحث سرّ عشق و ذكر حلقهى عشاق بود
3 پيش از اين كاين سقف سبز و طاق مينا بركشند * منظر چشم مرا ابروى جانان طاق بود
4 از دم صبح ازل تا آخر شام ابد * دوستى و مهر بر يك عهد و يك ميثاق بود
5 سايهء معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد * ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود
6 حسن مهرويان مجلس گرچه دل مىبرد و دين * بحث ما در لطف طبع و خوبى اخلاق بود
7 بر در شاهم گدايى نكتهاى در كار كرد * گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود
8 رشتهى تسبيح اگر بگسست معذورم بدار * دستم اندر دامن ساقى سيمينساق بود
9 در شب قدر ار صبوحى كردهام عيبم مكن * سرخوش آمد يار و جامى بر كنار طاق بود
10 شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد * دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود