تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩

[ شرح ] غزل 202

بيت 1 : بود آيا : آيا چنين امكانى وجود دارد ؟ گره از كار فروبسته گشودن : حل مشكل كردن بيت 2 : دل قوى دار : اطمينان داشته باش از بهر خدا : به خاطر رضاى خدا بيت 3 : صفاى دل : پاك‌دلى ، پاك‌بينى رندان صبوحى زده : آزادگان پاك نيّت ، وارستگانى كه از ديانت ، مفهومى بالاتر از آنچه در ذهن زاهدان خودپسند نقش بسته دريافته‌اند . ( معنى ظاهرى ؛ آنان كه شراب بامدادى نوشيده‌اند . ) مفتاح : كليد مفتاح دعا : دعا و نيايش به « كليد » تشبيه شده است . بيت 4 : تعزيت : عزادارى دختر رز : شراب مغ‌بچگان : نوجوانان زيبايى كه در دير مغان به حضار شراب تعارف مىكرده‌اند . گيسوى دوتا بگشايند « * » : گيسوان خم اندر خم و زيباى خود را به علامت عزادارى پريشان كنند . بيت 5 : چنگ : نوعى ساز كه در مراسم شادى نواخته مىشود و 46 سيم دارد . در اينجا ، سيم‌هاى آن به گيسو تشبيه شده‌اند . ببريد : باز كنيد . اكنون كه به خاطر زاهدان خودپسند در ميخانه را بسته‌اند ، سوگ‌نامه‌ى شراب را بنويسيد تا مغ‌بچگان ، زلف زيباى خود را در عزاى دختر رز ( شراب ) پريشان كنند و سيم‌هاى چنگ را باز كنيد تا ديگر نواى شادى شنيده نشود و همه‌ى حريفان در اين ماتم ، سيلاب خون از ديده جارى كنند ! بيت 6 : تزوير و ريا : حيله و دورويى خانه‌ى تزوير و ريا : دكان دروغ و فريب ! بيت 7 : فردا : روز قيامت زنّار : كمربندى كه مسيحيان ذمى براى متمايز شدن از مسلمانان مىبستند . در اينجا ، نامسلمانى معنى مىدهد . دغا : مكر و حيله و ريا حافظ ! در روز قيامت از زير خرقه‌ى پارسايى آلوده به رياى تو ، زنّار كه نماد نامسلمانى است بيرون مىآورند و تو را رسوا مىكنند . ( كنايه‌اى است به زاهدان رياكار . ) .
هامش
* پريشان كردن زلف و بريدن قسمتى از گيسو ، نوعى عزادارى بوده و هنوز هم در بعضى روستاها اين رسم برقرار است .