تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠

غزل 203 [ سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود ]

1 سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود * رونق ميكده از درس و دعاى ما بود
2 نيكى پير مغان بين كه چو ما بدمستان * هر چه كرديم به چشم كرمش زيبا بود
3 دفتر دانش ما جمله بشوييد به مى * كه فلك ديدم و در قصد دل دانا بود
4 از بتان آن طلب ار حسن‌شناسى اى دل * كاين كسى گفت كه در علم نظر بينا بود
5 دل چو پرگار به هر سو دورانى مىكرد * و اندر آن دايره سرگشته‌ى پابرجا بود
6 مطرب از درد محبت عملى مىپرداخت * كه حكيمان جهان را مژه خون‌پالا بود
7 مىشكفتم ز طرب زان كه چو گل بر لب جوى * بر سرم سايهء آن سرو سهى بالا بود
8 پير گل رنگ من اندر حق ازرق‌پوشان * رخصت خبث نداد ار نه حكايت‌ها بود
9 قلب اندوده‌ى حافظ بر او خرج نشد * كاين معامل به همه عيب نهان بينا بود