تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١

[ شرح ] غزل 203

بيت 1 : دفتر : دفتر غزليات حافظ ، كتاب دانش و دانايى عشق ، دفتر علم و معرفت صهبا : شراب گرو : رهن رونق : رواج بيت 2 : چشم كرم : ديده‌ى با گذشت بيت 3 : در قصد : در انديشه‌ى نابود كردن « * » - دفتر علم و معرفت ما را با شراب بشوييد ، چرا كه روزگار با فرزانگان سر ناسازگارى دارد . بيت 4 : آن : كيفيتى از حسن مطلق آميخته با معنويت و جاذبه و اميدانگيزى و حالتى ملكوتى .
بس نكته‌ى غير حسن ببايد كه تا كسى * مقبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
« حافظ » در علم نظر بينا بودن : صاحب نظر بودن بيت 5 : سرگشته‌ى پابرجا : كسى كه تمام مصايب را براى نيل به هدف مقدسش تحمل كند و از ميدان به در نرود و ادامه‌ى طريق دهد . بيت 6 : پالا : پالاينده ، تراوش‌كننده . مطرب از سوز عشق آهنگى مىنواخت كه از تأثير آن نوا ، حتى فرزانگان و عاقلان جهان كه به عشق نظر لطفى ندارند و عقل مصلحت‌جو را والاتر از عشق مىپندارند ، خون گريه مىكردند ! بيت 7 : سرو سهى بالا : دلدار بلندقامت به سرو تشبيه شده است . مانند گلى كه در زير سايهء سرو بلندبالائى در لب جوى آب رشد كند ، من هم تحت توجهات آن دلدار سرو قامت و بلندبالا خوشحال و سرخوش بودم . بيت 8 : پير گلرنگ : منظور شيخ محمود شيرازى ملقب به « گلرنگ » كه پير و مرشد حافظ بوده است . ازرق‌پوشان : كبودجامگان ، منظور صوفيان است كه لباس كبود بر تن مىكرده‌اند . رخصت خبث : اجازه‌ى بد بودن ار نه : و گرنه بيت 9 : قلب اندوده : سكه‌ى تقلبى ، زر ناسره ، منظور قلب سياه و آلوده به رياى حافظ است . معامل : خريدار - سكه‌ى تقلبى ( دل آلوده به رياى ) حافظ ، مقبول دلدار نشد ، زيرا اين خريدار به تمام كم و كاستىهاى جنس آگاه بود !
هامش
* كه فلك ديدم و در قصد دل دانا بود : اين شيوه‌ى استفاده از « واو » كه به نظر مىرسد منحصر به حافظ باشد ، در ابيات ديگرى از ديوانش نيز به چشم مىخورد :ديدم و آن چشم دل‌سيه كه تو دارى * جانب هيچ آشنا نگاه نداردمگو ديگر كه حافظ نكته‌دان است * كه ما ديديم و محكم جاهلى بودقياس كردم و آن چشم جاودانه‌ى مست * هزار ساحر چون سامريش در گله بودنقش عمدهء اين « واو » در ايجاد فشردگى و ايجاز است . يعنى ديدم و فهميدم و يقين حاصل كردم و . . .