تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣

[ شرح ] غزل 199

بيت 1 : واعظان : وعظكنندگان ، ناصحان ، نصيحت‌گويان جلوه : خودنمايى آن كار ديگر : اعمال خلاف اخلاق و شرع بيت 2 : دانشمند مجلس : فقيه حاضر در مجلس ، روحانى سؤالى دارم از فقيهى كه در مجلس حاضر است ، بپرسيد كه چرا كسانى كه مردم را به توبه كردن فرمان مىدهند ، خودشان از اعمال خلاف توبه نمىكنند ؟ ! بيت 3 : روز داورى : روز رستاخيز قلب و دغل : تقلب و حقه‌بازى داور : پروردگار بيت 4 : نودولتان : روضه‌خوان‌هاى تازه‌به‌دوران‌رسيده كه در قديم با اسب و قاطر از محلى به محل ديگر براى روضه‌خوانى و غيره مىرفته‌اند . « * » پروردگارا ، اين واعظان تازه‌به‌دوران‌رسيده را بر سر جاى خودشان بنشان تا حد خود را بشناسند و اين همه ناز و افاده و تكبر بر غلام ترك ( نوكر ) و اسب و قاطر و الاغ‌شان نكنند ! بيت 5 : گداى خانقه : فقير خانقاه برجه : جهش كن اى فقير خانقاه ، عجله كن و خود را به دير مغان برسان ، زيرا در آنجا آبى ( شراب ) مىدهند كه به دل‌ها استغناى طبع مىبخشد . بيت 6 : زمره : جماعت با وجود اين كه جمال بىحد و اندازه‌ى دلدار ، عاشقان بسيارى را با شمشير ناز و پيكان ابرو و تيغ مژگان به هلاكت مىرساند ، جاى تعجب است كه بلافاصله گروه ديگرى براى عشق‌ورزى و جانبازى سر از غيب بيرون مىآورند . بيت 7 : بر در ميخانه‌ى عشق . . . : اى فرشته ! بر آستان ميخانه‌ى عشق سر تسليم فرودآر و به نيايش بپرداز ، زيرا در آنجا نهاد آدم ابو البشر را با عشق مخلوط مىكنند ! بيت 8 : عرش : سرير و تختگاه الهى قدسيان : مقدسان ، فرشتگان
هامش
* در زمان حافظ بيشتر بزرگان با استر ، قاطر و اسب مسافرت مىكرده‌اند و حمارىهاى مصرى و بندرى جزو تجملات بوده ، مخصوصا كه با زين‌هاى مرصع و زيبا هم آن‌ها را جلوه‌ى بيشترى مىداده‌اند و غلام بچه‌هاى زيباى ترك نيز ركابدارى آنها را به عهده داشته‌اند .