تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

[ شرح ] غزل 167

بيت 1 : ستاره : به استعاره معشوق زيبا بدرخشيد : خودنمايى كرد ، جلوه‌گر شد رميده : فرارى ، گريزپا انيس و مونس : همنشين و همدم - شاهد بزم آرايى خودنمايى كرد و ماه روشنىبخش مجلس عشاق شد ، دل فرارى ما را به بند كشيد و همنشين و همدم او ( دل ) گرديد . بيت 2 : نگار من : دلدار من به غمزه : به كمك استعداد خدادادى مدرس : معلم ، استاد - دلدار من كه به مدرسه نرفت و نوشتن ياد نگرفت ، به كمك استعداد خدادادى مسائل مشكل صدها استاد عالم را حل كرد . بيت 3 : به بوى : به اميد و آرزوى در آرزوى وصال دلدار ، دل عاشقان مانند نسيم ملايم بهارى كه بر گل‌ها مىوزد و نابود مىشود ، فداى چهره‌ى همچون گل نسرين و چشم چون نرگس او گشت . بيت 4 : صدر : بالا مصطبه : سكو ، مكانى مخصوص كه اندكى از سطح اتاق بلندتر باشد و بزرگ مجلس بر آن جلوس كند . مير مجلس : بزرگ مجلس - دوست ، مرا در صدر مصطبه جاى داده . گداى شهر را بنگريد كه به عنايت يار ، صدرنشين و بزرگ مجلس شده است ! منظور حافظ اين است كه شاه شجاع به او مقام والايى داده است . بيت 5 : آب‌خضر : آب‌حيات جام اسكندر : منظور جام جم و جام جهان‌نماست . ابو الفوارس : بزرگ سواركار جنگى ، لقب شاه‌شجاع ، ممدوح خواجه چون دلم هواى دست‌يابى به آب‌حيات و جام گيتىنما را داشت ، خود را به جرعه‌نوشى بزم شاه‌شجاع رساند . منظور خواجه اين است كه جرعه‌نوشى بزم شاه شجاع همان منزلتى را دارد كه آب‌حيات و جام جهان‌نما داشته است . ( مبالغه ) بيت 6 : طرب‌سراى محبت : شادمانى عشق و دوستى معمور : آباد طاق ابرو : محراب ابرو - از بركت ابروى هلالى يار ، محفل بىرونق ما رنگ محبت گرفت و از ويرانه‌ى بىكسى به سراى عشق و محبت تبديل شد . بيت 7 : موسوس : انديشه‌ى بد - به خاطر خدا ، تراوش شراب را از لبانت پاك كن كه دلم هزار گونه فكر بد مىكند كه مبادا مرتكب گناه شده و با ديگران مى نوشيده باشى ! بيت 8 : كرشمه تو : ناز و غمزهء تو - ناز و غمزهء تو ، شراب مست‌كننده‌اى ( شراب معرفت ) بود كه علم عاشقانت را به جهل مبدل كرد و عقل‌شان قوهء دريافت و درك را از دست داد . بيت 9 : عزيز وجود : گران‌بها دولتيان : بزرگان كيميا : ماده‌اى است كه به وسيله‌ى آن مس را به طلا تبديل مىكنند . - اشعار حافظ ، مانند مسى بوده كه با كيمياى قبول بزرگان مانند طلا ارزشمند شد . قبول كردن بزرگان به كيميا تشبيه شده است . بيت 10 : عنان بگردانيد : برگرديد مفلس : گدا ، تهىدست ، فقير