تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

[ شرح ] غزل 137

بيت 1 : دل از من برد . . . : در قمار عشق ، دلدار با طنازى و فسونگرى دل از من ربود و خود را پنهان كرد . شما را به خدا قضاوت كنيد كه آيا قمارى كه با فريب همراه باشد ، عادلانه است ؟ بيت 2 : قصد جان : آهنگ قتل در شب تنهايى ، غربت و بىكسى قصد جانم را كرده بودم ، ولى خيال او به كمكم آمد و از اين فكر منصرفم كرد . بيت 3 : لاله : گلى صحرايى به رنگ‌هاى گوناگون ، در اين بيت رنگ سرخ آن شقايق مد نظر است . نرگس : گلى زيبا ، به استعاره چشم خمار و مست دلدار سرگرانى : بىمحبتى بيت 4 : كه را گويم : با چه كسى درددل كنم ؟ قصد جان ناتوان كرد : طبيبم ( دلدارم ) تصميم به كشتن من گرفته است . بيت 5 : صراحى : تنگ شراب بربط : نوعى ساز دلدار آن چنان شمع‌وار من را به آتش كشيد و گداخت كه تنگ شراب براى من گريه كرد و بربط به فغان و ناله برخاست . صداى قل‌قل شراب به هنگام خارج شدن از دهانه‌ى باريك تنگ به گريه و آواى بربط ( نوعى ساز ) به « فغان » تشبيه شده است .
گاه از گلوى شيشه برآريم ناله‌اى * گاهى كشيم ناله و گاهى پياله‌اى
« عماد خراسانى » بيت 6 : صبا : باد صبا ، پيك عاشقان درد اشتياق : رنج آرزومندى و شوق ديدار اى پيك خلوت عاشقان ! اگر مژده‌ى شادىبخش و خوشحال كننده‌اى براى جلوگيرى از مرگ من دارى ، همين حالا وقت گفتن آن است . چون زجر مشتاقى و مهجورى قصد جانم را كرده است . بيت 8 : عدو : دشمن تير چشم : مژگان چشم ، تير غمزهء چشم ابرو كمان : دلدارى كه ابرويش مانند كمان است .
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 299 | شمس الدين حافظ