[ شرح ] غزل 129
بيت 1 : نهيب : حمله ، هجوم حادثه : آسيب و بلا
اگر با نوشيدن شراب ، غم زمانه را از دل بيرون نكنم ، هجوم حوادث ناگوار بنيان زندگى ما را ويران خواهد كرد .
بيت 2 : لنگر : قلاب آهنى و زنجير بسيار سنگينى كه براى نگهداشتن كشتى از حركت در بندر ، از آن استفاده مىكنند . ورطه : گرداب خطرناك فروكشد لنگر : لنگر بيندازد
اگر عقل ، مست و از خود بىخبر نشود و در حال مستى لنگر كشتى غم را نيندازد و غمناك نشود و نيرومندى خود را به كمك شراب حفظ نكند ، چگونه مىتواند از گرداب هولناك حوادث به ساحل نجات برسد . منظور اين است كه مستى باده ، نجاتدهندهى انسان در توفان هولناك حوادث و غم و اندوه است .
بيت 3 : غايبانه باختن : غايب باز ، ليلاج ، قمارباز ماهرى كه از حريف غايب و كنار نشسته و ديگرى به فرمان او بازى مىكند .
فغان كه روزگار با همه مردم غايبانه ، به قمار نشست و برنده شد و هيچكس نتوانست ، يك دست از اين حقهباز ببرد .
بيت 4 : ظلمات : به زيرنويس غزل 39 مراجعه شود . آب ما : آبروى ما
مىخواهيم به ظلمات برويم ، خضر راهنما كجاست كه اگر او نباشد ، ما در اين راه پرخطر گم مىشويم ، به چشمهى آبحيات دست نمىيابيم و اسكندروار بىآبرو مىشويم !
بيت 5 : دل ضعيفم . . . : دل بيمارم براى اين ميل رفتن به چمن دارد كه به كمك نسيم روحافزاى بهارى ، خود را از مرگ نجات دهد .
بيت 6 : معجون : مخلوطى از چند داروى شفابخش مقوى ، به كنايه « شراب » فراغت آرد : سبب آسايش فكر شود . انديشهى خطا : فكر باطل
بيت 7 : خداى را : به خاطر خدا