تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩

[ شرح ] غزل 127

بيت 1 : روشنى طلعت تو : زيبايى رخسار تو را ماه ندارد . ماه به زيبايى تو نيست ، تو از ماه زيباترى و گل در مقابل گل صورت تو ، جلوه‌اش از گياه كمتر است . بيت 2 : گوشه‌ى ابروى تو : جانم در گوشه‌ى محراب ابروى تو منزل گزيده است ، چنين گوشه‌ى امن و آسوده‌اى پادشاه هم ندارد . بيت 3 : دود دل من : آه جان‌سوز من آينه‌دانى كه . . . : صورت زيباى تو مانند آينه آن‌چنان صاف و پاك و لطيف است كه با يك نفس و آه مكدر مىشود و طاقت تحمل آه جان‌سوز مرا ندارد . بيم آن دارم كه آه و ناله‌ى جان‌گداز من رخسار همچون گل تو را مكدر كند . بيت 4 : شوخى : گستاخى نرگس : گلى زيبا گستاخى نرگس را بنگر كه در برابر چشم مست تو عرض اندام كرده و روييده ، بىحيا رعايت ادب را نكرده است . بيت 5 : چشم دل‌سيه : به ايهام ، بىرحم چشم سنگين‌دل و بىرحم تو ، رعايت هيچ آشنايى را نمىكند ، از هيچ آشنايى جانب‌دارى نمىكند . بيت 6 : رطل گران : پيمانه بزرگ شراب مريد خرابات : ميخانه‌چى ، صاحب ميخانه شادى شيخى كه . . . : به سلامتى شيخى وارسته كه كوكبه و خانقاهى - كه مظهر تكلف است - ندارد تا صوفيان را گرد خود جمع كند و خودنمايى كند . ( طعنه و كنايه به بعضى از شيوخ صوفيان كه مدعى كرامت هستند . ) بيت 7 : خون خور . . . : خون دل بخور و هيچ مگوى ، زيرا آن دلدار دل‌نازك طاقت شنيدن فرياد و آه و ناله‌ى متظلم را ندارد . بيت 8 : آستين به خون جگر شوى : خون گريه كن آستانه : درگاه خانه بيت 9 : تطاول : تعدى سياه : منظور ، گيسوى سياه دلدار است . داغ : دل‌سوختگى بيت 10 : حافظ اگر سجده . . . : اگر حافظ به تو سجده مىكند ، سرزنشش مكن چرا كه او به سبب عاشقى ، مجنون و كافر شده است و به غير از معشوق ، قبله‌اى نمىشناسد . بر مجنون گناه نمىنويسند . « كافر عشق اى صنم گناه ندارد » اشاره‌اى است به داستان « شيخ صنعان » « * »
هامش
* به زيرنويس غزل 10 نگاه كنيد .