تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦

غزل 121 [ هر آن كاو خاطر مجموع و يار نازنين دارد ]

1 هر آن كاو خاطر مجموع و يار نازنين دارد * سعادت همدم او گشت و دولت همنشين دارد
2 حريم عشق را درگه بسى بالاتر از عقل است * كسى آن آستان بوسد كه جان در آستين دارد
3 دهان تنگ شيرينش مگر ملك سليمان است * كه نقش خاتم لعلش جهان زير نگين دارد
4 لب لعل و خط مشكين چو آنش هست و اينش نيست * بنازم دلبر خود را كه حسنش آن و اين دارد
5 به خوارى منگر اى منعم ضعيفان و نحيفان را * كه صدر مجلس عشرت گداى ره‌نشين دارد
6 چو بر روى زمين باشى توانايى غنيمت دان * كه دوران ناتوانىها بسى زير زمين دارد
7 بلا گردان جان و تن دعاى مستمندان است * كه بيند خير از آن خرمن كه ننگ از خوشه‌چين دارد
8 صبا از عشق من رمزى بگو با آن شه خوبان * كه صد جمشيد و كيخسرو غلام كمترين دارد
9 و گر گويد نمىخواهم چو حافظ عاشق مفلس * بگوييدش كه سلطانى گدايى همنشين دارد