تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

[ شرح ] غزل 121

بيت 1 : هر آن كاو : هر كسى كه خاطر مجموع : خيال آسوده خوش‌بخت كسى است كه خيالى آسوده و دلدارى نازنين داشته باشد . بيت 2 : جان در آستين داشتن : جان بر كف بودن - آستان حرم مقدس عشق برتر از خانه‌ى عقل مصلحت‌انديش است . كسى مىتواند بر آن آستان بوسه زند كه جان بر كف نهاده باشد . بيت 3 : ملك سليمان « * » : پاورقى خاتم لعل : لب و دهان لعل‌فام دلدار به انگشتر تشبيه شده است . بيت 4 : لب لعل : لب سرخ‌رنگ خط مشكين : سبزه‌ى عذار ، موهاى نورسته در اطراف صورت جوانان آن : كيفيتى رؤيايى و ملكوتى ، جاذبه‌ى عشقى معشوق ، حسن مطلق ، عفت و عصمت ، كيفيتى وراى زيبايى ظاهر - لب سرخ و خط مشكين ، فقط زيبايى ظاهر ( اين ) را دارند ، افتخار مىكنم به دلدار خودم كه هم زيبايى ظاهر ( اين ) را دارد و هم كيفيت رؤيايى و عصمت و جاذبه‌ى « آن » هر دو را دارد . « * * » بيت 5 : منعم : توانگر - اى توانگر تا مىتوانى در ناتوانان و ضعيفان به حقارت منگر . بدانكه فقرا در عين فقر و ناچيزى ، گوشه‌ى تاج سلطنت مىشكنند و خوش‌دل و راضى زندگى مىكنند . بيت 7 : خوشه‌چين : مستمندى كه به هنگام برداشت خرمن ، خوشه‌هاى گندم و جو باقىمانده در زمين را براى امرار معاش جمع مىكند . - دعاى مستمندان دفع بلا مىكند ، صاحب خرمنى كه از حضور خوشه‌چينان در اطراف خرمنش ناراحت شود ، از خرمنش خير نخواهد ديد . « ناچار خوشه‌چين بود آنجا كه خرمنى است » بيت 8 : شه خوبان : دلدار جمشيد و كيخسرو : دو تن از شاهان عهد باستان ايران بيت 9 : مفلس : تهىدست
هامش
* در نسخه‌ى چاپى « لايبزيك » به اهتمام مستشرق معروف آلمانى « هرمان بركهاوز » و نسخه‌ى دكتر على اكبر خان‌محمدى ، « مهر سليمان » به جاى « ملك سليمان » آمده كه صحيح‌تر است . دهان تنگ . . . : مگر مىشود دهان تنگ معشوق را به ملك وسيع سليمان تشبيه كرد ؟ ! مهر سليمان : منظور از « مهر سليمان » ، انگشترى حضرت سليمان ( ع ) است كه نگين آن به اسم اعظم مزين بوده و به قدرت آن اسم ، سليمان ( ع ) بر جهانى حكم‌فرمايى مىكرده است . در اين بيت « دهان محبوب » به « انگشترى سليمان » و « لبان لعل‌فام » او به « نگين انگشتر » تشبيه شده است . كه در اين صورت ، برداشت از بيت چنين است ؛ دهان تنگ و كوچك محبوب مگر مهر حضرت سليمان ( ع ) است كه با نقش لبان لعل فامش بر روى آن ، جهانى را مطيع و واله و سرگردان و عاشق خود كرده است ؟ * * لب لعل و . . . : در چاپ اين مصراع جاى « اين » و « آن » عوض شده است . صحيح مصراع اول چنين است ، « لب لعل و خط مشكين چو اينش هست و آنش نيست »
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 267 | شمس الدين حافظ