[ شرح ] غزل 84
بيت 1 : ماه صيام : ماه رمضان در ده قدح : جام شراب را بياور
موسم ناموس و نام رفت : ايام شهرت يافتن به زهد و تقوى و شرف و نيكنامى ، با عبادت كردن از روى ريا سپرى شد . ( اشاره به اشخاصى است كه فقط براى جلب توجه مردم و از روى ريا به عبادت مىپردازند و نقش مهر نماز بر پيشانى مىزنند . )
بيت 2 : وقت عزيز رفت : ايام گرامى عمر ضايع شد .
بيا تا قضا كنيم . . . : اى ساقى ! عمر گرامى ضايع شد ، لازم است كه به تلافى عمر تلفشدهاى كه بدون صراحى و جام شراب سپرى شده است ، باده بنوشيم .
بيت 3 : بىخودى : مستى و از خود بىخود شدن در عرصهى خيال : در عالم خيال ساقى ! آن چنان مرا مست و از خود بىخود كن كه در عالم خيال و تصور هم گذشت وقايع را حس نكنم .
بيت 4 : مصطبه : سكوى ميخانه بر بوى آن كه . . . : به اميد آن كه يك جرعه از جام وصلت نصيب ما شود .
به اميد وصلت ، صبح و شام در صدر ميخانه به دعاى خير تو مشغوليم .
بيت 5 : دل مردهى من همينكه بوى مى را شنيد ، جانى تازه يافت .
بيت 6 : دارالسلام : بهشت رند : در ديوان حافظ و ساير شعرا ، معانى مختلفى دارد ؛ وارسته ، انسان برتر ، آزاده و آزادانديش ، منتقد ، افشاگر رياكاران ، بلندنظر ، متواضع ، قانع ، عاشق و اهل خوشدلى و خوشباشى است و اميد به رحمت الهى دارد . رند ، در معنى حيلهگر و رياكار هم به كار رفته است ؛
اى دل طريق رندى از محتسب بياموز * مست است و در حق او كس اين گمان ندارد
زاهد ، به علت غرورش بهشت نصيبش نشد ، اما رند وارسته ، با خلوص نيت و اظهار نياز روانهى بهشت شد .
بيت 7 : نقد دلى كه بود : سرمايه و نقدينهى دلم را صرف بادهگسارى كردم .
قلب سياه بود : به ايهام « سكهى تقلبى » ، زر ناسره
آرى چون نقد دل من زر ناسره و ناخالص بود ، از اين جهت صرف خريد شراب شد .
بيت 8 : سوداى خام : خيال باطل ( توبه ) - در شعلهى آتش توبه ، تا به كى مانند عود مىتوان سوخت ؟ باده بياور كه زندگى در نتيجهى خيال باطل سپرى شد .
بيت 9 : اى ناصح ! ديگر به حافظ نصيحت مكن ، زيرا كسى كه در وادى عشق گم شد ، ديگر به دنياى مادى برنمىگردد .