تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠

غزل 83 [ گر ز دست زلف مشكينت خطايى رفت رفت ]

1 گر ز دست زلف مشكينت خطايى رفت رفت * ور ز هندوى شما بر ما جفايى رفت رفت
2 برق عشق ار خرمن پشمينه‌پوشى سوخت سوخت * جور شاه كامران گر بر گدايى رفت رفت
3 در طريقت رنجش خاطر نباشد مى بيار * هر كدورت را كه بينى چون صفايى رفت رفت
4 عشق‌بازى را تحمل بايد اى دل پاى دار * گر ملالى بود بود و گر خطايى رفت رفت
5 گر دلى از غمزهء دلدار بارى برد برد * ور ميان جان و جانان ماجرايى رفت رفت
6 از سخن‌چينان ملالت‌ها پديد آمد ولى * گر ميان هم‌نشينان ناسزايى رفت رفت
7 عيب حافظ گو مكن واعظ كه رفت از خانقاه * پاى آزادى چه بندى گر به جايى رفت رفت