[ شرح ] غزل 82
بيت 1 : ترك پرىچهره : زيباى پريوش . تركان شيرازى به زيبايى و دلربايى مشهورند ، چنان كه خواجه در بيتى مىگويد :
اگر آن ترك شيرازى به دست آرد دل ما را * به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را
دوش : شب گذشته خطا : 1 - اشتباه 2 - خطا و ناصواب ( خطا و خطا ، جناس )
آن زيباى پريوش كه ديشب از نزد ما رفت و ما را به غم هجران دچار كرد ، آيا از ما چه گناهى سرزد كه به ناصواب و بدون جهت ما را ترك كرد ؟ !
بيت 2 : چشم جهانبين : به استعاره محبوب ، ترك پريوش - از وقتى كه محبوب به ناصواب از من دورى گزيده است ، سيل سرشك از ديدگان من جارى است .
بيت 3 : بر شمع نرفت . . . : دود آهى كه ديشب از جگر سوختهى ما برآمد ، از سوز درون شمع برنخاست .
بيت 4 : دور از رخ تو . . . : در هجران روى تو آن قدر گريستم كه از چشمانم ، سيلاب جارى شد و طوفان بلا برخاست .
بيت 5 : دوا : دارو ، محبوب پريوش ! - در غم هجران دلدار فنا شديم . در درد فراق جان داديم ، زيرا داروى شفابخش ما ( محبوب ) در دست نبود .
بيت 6 : دل گفت وصالش . . . : گفتند كه با دعاى خير ، وصال محبوب ميسر مىشود .
يك عمر است كه در حال دعا كردنم و هنوز وصالى حاصل نشده است .
بيت 7 : احرام : جامهى زيارت خانهى خدا كه از دو تكه پارچهى دوخته نشده مطهر تشكيل شده است ، يك تكهى آن را به كمر مىبندند و تكهى ديگر را بر دوش مىاندازند .
قبله : به كنايه محبوب سعى : يكى از مناسك حج است و آن هفت بار دويدن بين دو تپه در مكه به اسامى صفا و مروه مىباشد . صفا : به ايهام پاكى و خرمى « دلدار »
جامهى حج براى چه بپوشيم ؟ آن محبوب كه اينجا نيست ، براى چه مناسك حج ( سعى ) را به جا آوريم ، زيرا از مروه ، صفا و خرمى ( دلدار ) رفته است .
بيت 8 : هيهات : افسوس رنج تو ز قانون شفا رفت : درد تو بىعلاج است . ضمنا به ايهام ، به نام دو كتاب « قانون » و « شفا » از آثار حكيم ابو على سينا در طب اشاره شده است .
ديشب وقتى طبيب مرا معاينه كرد ، گفت ؛ افسوس كه درد تو خوب شدنى نيست . درد تو درد عشق است و بىدرمان .
بيت 9 : ز دار فنا رفت : به سراى باقى شتافت .