[ شرح ] غزل 81
بيت 1 : مرغ چمن : بلبل گل نوخاسته : گل تازه شكفتهشده ناز : كرشمهى معشوق ، براى جذب عاشق بيت 2 : سخن سخت : سخن رنجشآور
بيت 3 : جام مرصع : جام جواهرنشان ، منظور لب و دهان معشوق است . لعل : سنگى گرانبها به رنگ سرخ مى لعل : شراب سرخفام ، منظور بوسه از يار است . درّ : مرواريد ، به كنايه « اشك چشم » سفتن : ساييدن و سوراخ كردن مرواريد
اگر از جام جواهرنشان دهان محبوب ، شراب سرخفام بوسه را انتظار دارى ، بايد مرواريد اشك فراوانى از نوك مژههايت جارى كنى .
بيت 4 : رفتن : جارو كردن
هر كسى كه خاك در ميخانه را با صورتش جارو نكند و سر بر آستان آنجا نسايد ، تا پايان روزگار از گلزار محبت بويى به مشامش نخواهد رسيد و نهال عشق در دلش نخواهد روييد .
بيت 5 و 6 : گلستان ارم : منظور « باغ ارم » « * » شيراز است كه شاه شجاع آن را بنا نهاد و در آن زمان ، بسيار مصفا و آباد بوده و اكنون نيز از مناظر و مناطق زيباى شهر شيراز است .
سنبل : گلى معطر
ديشب هنگامى كه باد در باغ ارم ، گيسوى سنبل را پريشان مىكرد و نوارش مىداد ، به باد كه مركب جم ( حضرت سليمان ) بود ، گفتم ؛ اى جايگاه سليمان ( جم ) ! جام جهاننمايت چه شد ؟ باد در جواب گفت ؛ دريغا كه آن بخت بيدار و آن شكوه عظمت و قدرت و فرمانروايى به جهان ، همه و همه نابود شد و به خواب ابدى فرورفت . جم : يكى از اسامى حضرت سليمان ( ع ) مسند جم : كنايه از « باد » است .
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست * كه خواجه « خاتم جم » « * * » ياوه كرد و بازنجست
بيت 7 : سخن عشق . . . : عشق امرى است حالى نه قالى ، عشق زبان گويا ندارد . فقط عاشقان قادر به درك سخن عشقاند . اى ساقى ! شراب بده و اين داستان را كوتاه كن .
بيت 8 : اشك حافظ . . . : عقل و صبر حافظ در درياى اشك غرق شد . چاره چيست ، سوز عشق پنهان شدنى نيست .
هامش
* باغ ارم : نام شهرى كه « شداد » پسر عاد نبى ، به رقابت و تقليد از بهشت ساخت و پس از گذشت ساليان دراز ، « شاه شجاع » در شيراز باغ مصفايى به همين نام بنا كرد كه هنوز در شيراز تفريحگاه مردم و از نقاط ديدنى شهر شيراز است .
* * خاتم جم : انگشترى حضرت سليمان ( ع ) كه به اسم اعظم مزين بود و به كمك آن انگشتر ، به باد فرمان مىداد و به جهان حكم روايى كرد .