تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠

غزل 73 [ روشن از پرتو رويت نظرى نيست كه نيست ]

1 روشن از پرتو رويت نظرى نيست كه نيست * منّت خاك درت بر بصرى نيست كه نيست
2 ناظر روى تو صاحب‌نظرانند آرى * سرّ گيسوى تو در هيچ سرى نيست كه نيست
3 اشك غماز من ار سرخ برآمد چه عجب * خجل از كرده‌ى خود پرده‌درى نيست كه نيست
4 تا به دامن ننشيند ز نسيمش گردى * سيل‌خيز از نظرم رهگذرى نيست كه نيست
5 تا دم از شام سر زلف تو هرجا نزنند * با صبا گفت و شنيدم سحرى نيست كه نيست
6 من از اين طالع شوريده برنجم ور نى * بهره‌مند از سر كويت دگرى نيست كه نيست
7 از حياى لب شيرين تو اى چشمه‌ى نوش * غرق آب و عرق اكنون شكرى نيست كه نيست
8 مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز * ورنه در مجلس رندان خبرى نيست كه نيست
9 شير در باديه‌ى عشق تو روباه شود * آه از اين راه كه در وى خطرى نيست كه نيست
10 آب چشمم كه بر او منّت خاكِ در توست * زير صد منّت او خاك درى نيست كه نيست
11 از وجودم قدرى نام نشان هست كه هست * ورنه از ضعف در آنجا اثرى نيست كه نيست
12 غير از اين نكته كه حافظ ز تو ناخشنود است * در سراپاى وجودت هنرى نيست كه نيست