تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

[ شرح ] غزل 72

بيت 1 : راهى است راه عشق . . . : عشق آتشى است كه چون در جان افتد ، هر چه در دل بيند ، بسوزاند و نابود كند . عشق حد و حدودى نمىشناسد و براى عاشق جز جان باختن در راه معشوق ، چاره‌ى ديگرى نيست . بيت 2 : استخاره : تفأل با قرآن براى اقدام به كارى كه در آن ترديد باشد . طلب خير كردن ، براى انجام عملى از تأييد الهى مطمئن شدن . هرگه كه دل . . . : عشق زمان و مكان نمىشناسد و اختيارى نيست . هر وقت مىتوان عاشق شد و در اين كار خير ، نيازى به استخاره و مشورت نيست . بيت 3 : شحنه : پليس ( عقل ) ما را از عقل كه مخالف باده‌نوشى است ، مترسان و مگو كه باده‌نوشى بر خلاف عقل است ، چرا كه آن شحنه ( عقل ) در كشور دل ما هيچ قدرتى ندارد . ( عرفا عشق را برتر از عقل مىدانند . )
عقل نخواهم بس است دانش و علمش را * شمع رخ او بس است در شب بيگاه من
« مولانا »
يك نظر مستانه كردى عاقبت * عقل را ديوانه كردى عاقبت !
« فيض كاشانى » بيت 4 : از چشم خود بپرس . . . : از چشم خودت سؤال كن تا گواهى دهد كه ما كشته‌ى تير نگاه توايم . اى عزيز ! قتل ما را به گردن گردش ماه و ستاره و طالع سعد و نحس نينداز . « * » بيت 5 : او را به چشم پاك « * * » . . . : محبوب را با ديده‌ى روشن و بينا آن چنان كه هلال ماه را در آغاز هر ماه رويت مىكنند ، مىتوان ديد ؛ چرا كه هر چشمى شايستگى آن را ندارد كه جلوه‌گاه او باشد . بيت 6 : فرصت شمر . . . : راه رندان وارسته را غنيمت شمار كه اين مسير مانند مسير گنج ، براى همه‌كس مشخص و معلوم نيست . بيت 7 : نگرفت : اثر نكرد سنگ خاره : سنگ خارا
هامش
* همان گونه كه در غزليات قبلى هم اشاره شده ، حافظ به احكام نجومى و اوضاع كواكب بر احوال آدمى اعتقاد ندارد و معتقد است كه همه چيز ، خواست خداوند است . * * واقعيت فقهى اين است كه به هنگام ديدن هلال ماه نو ، بايد غسل طهارت داشت و با چشم ناپاك نبايد هلال ماه را نظاره كرد .