[ شرح ] غزل 67
بيت 1 : شمع دلافروز : چراغ روشنىبخش دل ، محبوب كاشانه : خانه
بيت 2 : حاليا خانهبرانداز . . . : فعلا كه دين و دل مرا نابود مىكند . مىخسبد : مىخوابد
بيت 3 : لعل : سنگ معدنى سرخرنگ لعل لبش : لب لعل گونه و سرخ فامش بادهى لعل لبش : لب سرخفام محبوب به « بادهى مستىبخش » تشبيه شده ، شراب سرخرنگ لبش راح روح : شراب روانبخش ، نسيم روحافزاى ، راحت جان
شراب سرخ رنگ لب گلگونش كه اميدوارم به لب من برسد ، شراب شادىبخش بزم كيست ؟
بيت 4 : دولت صحبت : سعادت همنشينى آن محبوب شمع سعادت پرتو : شمعى كه شعلهاش از سعادت و نيكبختى است . بازپرسيد : سؤال كنيد
به خاطر خدا بپرسيد كه به كدام پروانهاى سعادت پرواز در اطراف اين شمع خوشبختى را دادهاند ، كاتب ازلى اين سعادت را به پيشانى چه كسى نقش كرده است ؟
در اين بيت ، « پروانه » ايهام دارد : 1 - اجازه و دستور 2 - پروانهاى كه جان فداى شمع مىكند .
بيت 5 : افسون : فريب
بيت 6 : شاهوش : مثل شاه ، شاه كشور حسن ( دوشيزهى باكره ، « فرهنگ نفيسى » ناظم الاطبا ، پدر دكتر سعيد نفيسى « * » ) زهره جبين : زيباروى در : مرواريد درشت گوهر : الماس ، مرواريد
هامش
* ميرزا على اكبرخان ناظم الاطبا نفيسى ، پزشك مخصوص مظفر الدين شاه قاجار ، مؤلف فرهنگ پنج جلدى « فرنودسار » .