تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢

غزل 69 [ كس نيست كه افتاده‌ى آن زلف دو تا نيست ]

1 كس نيست كه افتاده‌ى آن زلف دو تا نيست * در رهگذر كيست كه دامى ز بلا نيست
2 چون چشم تو دل مىبرد از گوشه‌نشينان * همراه تو بودن گنه از جانب ما نيست
3 روى تو مگر آينه‌ى لطف الهى است * حقا كه چنين است و در اين روى و ريا نيست
4 نرگس طلبد شيوه‌ى چشم تو زهى چشم * مسكين خبرش از سر و در ديده حيا نيست
5 از بهر خدا زلف مپيراى كه ما را * شب نيست كه صد عربده با باد صبا نيست
6 بازآى كه بىروى تو اى شمع دل‌افروز * در بزم حريفان اثر نور و صفا نيست
7 تيمار غريبان اثر ذكر جميل است * جانا مگر اين قاعده در شهر شما نيست
8 دى مىشد و گفتم صنما عهد به جاى آر * گفتا غلطى خواجه در اين عهد وفا نيست
9 گر پير مغان مرشد ما شد چه تفاوت * در هيچ سرى نيست كه سرّى ز خدا نيست
10 عاشق چه كند گر نكشد بار ملامت * با هيچ دلاور سپر تير قضا نيست
11 در صومعه‌ى زاهد و در خلوت صوفى * جز گوشه‌ى ابروى تو محراب دعا نيست
12 اى چنگ فروبرده به خون دل حافظ * فكرت مگر از غيرت قرآن و خدا نيست