[ شرح ] غزل 68
بيت 1 : ماهم : محبوبم به چشمم سالى است : گويى يك سال است كه او را نديدهام
در اين بيت ، ميان ماه و هفته و سال ، مراعات النظير وجود دارد .
بيت 2 : مردم ديده : مردمك چشم ز لطف رخ او : از لطافت رخسار محبوب
رخسار محبوب در لطافت همچون آينهى صاف است ، به طورى كه مردمك چشم ، تصوير خود را در آينهى جمال او ديد و تصور كرد ، خالى سياه بر چهرهى محبوب است !
بيت 3 : مىچكد شير هنوز از لبش : بچه است . قتّال : بسيار كشنده ، آدمكش شيوهگرى : جذابيت
با وجود كمى سن ، استاد ناز و كرشمه است و هريك از مژههاى چشم قتالش ، با تير و غمزه ، سينههاى زيادى را هدف قرار مىدهد .
بيت 4 : وه : افسوس ، حيف اهمال : سهل انگارى
اى كسى كه در سخاوت و بخشش شهرهى شهرى ، چگونه است كه نظر عنايتى به غريبان بىسامان نمىكنى ؟ !
بيت 5 : شائبه : شك و ترديد جوهر فرد : كوچكترين جزء هر جسم كه قابل تجزيه نباشد ، كنايه از « دهان محبوب ، در كوچكى » است .
كه دهان تو . . . : بهترين دليل موجه براى باور من در جوهر فرد ، دهان تنگ و كوچك توست . ( حكما ، « جوهر فرد » را قبول ندارند . )
بيت 6 : نيت خير مگردان : پشيمان مشو ، تغيير عقيده مده .
بيت 7 : كوه اندوه فراق : « غم فراق » به كوه تشبيه شده كه حمل آن كوه براى حافظ مشكل است . خسته : بيمار ، ضعيف نال : نى باريك و شكننده
حافظ ضعيف ، چگونه مىتواند بار فراق تو را تحمل كند ؟