تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 1008

مساهمون:

ص١٠٠٨

غزل 489 [ اى در رخ تو پيدا انوار پادشاهى ]

1 اى در رخ تو پيدا انوار پادشاهى * در فكرت تو پنهان صد حكمت الهى
2 كلك تو بارك اللّه بر ملك و دين گشاده * صد چشمه آب حيوان از قطره‌ى سياهى
3 بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم * ملك آن توست و خاتم فرماى هر چه خواهى
4 در حكمت سليمان هركس كه شك نمايد * بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهى
5 بازار چه گاه‌گاهى بر سر نهد كلاهى * مرغان قاف دانند آيين پادشاهى
6 تيغى كه آسمانش از فيض خود دهد آب * تنها جهان بگيرد بىمنت سپاهى
7 كلك تو خوش نويسد در شأن يار و اغيار * تعويذ جان‌فزايى افسون عمر كاهى
8 اى عنصر تو مخلوق از كيمياى عزّت * وى دولت تو ايمن از وَصمَت تباهى
9 ساقى بيار آبى از چشمه‌ى خرابات * تا خرقه‌ها بشوييم از عجب خانقاهى
10 عمرى است پادشاها كز مى تهى است جامم * اينك ز بنده دعوى وز محتسب گواهى
11 گر پرتوى ز تيغت بر كان و معدن افتد * ياقوت سرخ‌رو را بخشند رنگ كاهى
12 دانم دلت ببخشد بر عجز شب‌نشينان * گر حال بنده پرسى از باد صبحگاهى
13 جايى كه برق عصيان بر آدم صفى زد * ما را چگونه زيبد دعوى بىگناهى
14 حافظ چو پادشاهت گهگاه مىبرد نام * رنجش ز بخت منما بازآ به عذرخواهى