تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 1010

مساهمون:

ص١٠١٠

غزل 490 [ در همه دير مغان نيست چو من شيدايى ]

1 در همه دير مغان نيست چو من شيدايى * خرقه جايى گرو باده و دفتر جايى
2 دل كه آيينه‌ى شاهى است غبارى دارد * از خدا مىطلبم صحبت روشن‌رأيى
3 كرده‌ام توبه به دست صنم باده‌فروش * كه دگر مى نخورم بىرخ بزم آرايى
4 نرگس ار لاف زد از شيوه‌ى چشم تو مرنج * نروند اهل نظر از پى نابينايى
5 شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان * ورنه پروانه ندارد به سخن پروايى
6 جوىها بسته‌ام از ديده به دامان كه مگر * در كنارم بنشانند سهى بالايى
7 كشتى باده بياور كه مرا بىرخ دوست * گشت هر گوشه‌ى چشم از غم دل دريايى
8 سخن غير مگو با من معشوقه‌پرست * كز وى و جام مىام نيست به كس پروايى
9 اين حديثم چه خوش آمد كه سحرگه مىگفت * بر در ميكده‌اى با دف و نى ترسايى
10 گر مسلمانى از اين است كه حافظ دارد * آه اگر از پى امروز بود فردايى