تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 1007

مساهمون:

ص١٠٠٧

[ شرح ] غزل 488

بيت 1 : ميخانه « * » : آنجا كه سالك مست از باده‌ى تجلى حق مىشود ؛ به وجد مىآيد و به سوى بىخودى مىرود . هاتف : سروش عالم غيب به دولت خواهى : از نظر خيرخواهى و مهر و محبت . - سحرگاه سروش عالم غيب از روى مهر مرا به ميخانه‌ى معرفت الهى دعوت كرد و گفت : « برگرد و بيا ، اى بنده‌ى قديمى درگاه الهى ! » بيت 2 : جم : جمشيد ، حضرت سليمان ( ع ) « * * » جام جهان‌بين : جام جهان‌نما - مانند جمشيد يك جرعه از جام شراب ميخانه‌ى معرفت بنوش تا تو را همانند او از اسرار دو جهان آگاه كنيم . بيت 3 : رند : وارسته قلندر : رند ، از لذت‌هاى بشرى گذشته - بر آستانه‌ى ميخانه ، وارستگان ترك تعلقات و تعيشات دنيوى كرده مقيم‌اند كه اعتنايى به تاج شاهان ندارند . . . بيت 4 : هفت اختر : ماه ، عطارد ، زهره ، خورشيد ، مريخ ، مشترى ، زحل ، كه به « سيارات سبع » معروف‌اند . - . . . و خشت بر زير سر ، بر آسمان فخر مىفروشند . « گر بالش زر نيست بسازند به خشتى » در حالى كه خشت بر زير سر دارند ، پاى بر تارك فلك نهاده‌اند . منظور بيان بلندنظرى و طبع بلند و بزرگى افكارشان است كه به غير از جانان به همه چيز بىاعتنا هستند . بيت 5 : سر ما و . . . : سر ما خاكسار در ميخانه‌اى باد كه گوشه‌ى بامش به فلك سر بر كشيده و ديوارش بسى كوتاه است . ( در ورودى ميخانه‌ها را عمدا كوتاه مىساخته‌اند كه به هنگام ورود ، به اجبار به حالت تعظيم وارد شوند . « در جستجوى حافظ ، ذ النور » ) بيت 6 : قطع مرحله : پيمودن منزل‌هاى سير و سلوك - براى رسيدن به وادى عشق بايد از خضر نبى ( ع ) كه مرشد و راهنما است ، مدد طلبيد زيرا اين راه بىاندازه تاريك و وحشتناك و صعب العبور است و ممكن است گم شوى . « * * * » بيت 7 : فقر : مراحل سير و سلوك ، درويشى ، وارستگى ماه تا ماهى : فاصله‌ى آسمان تا قعر دريا . - اگر سلطنت فقر و درويشى نصيبت شود ، كمترين قلمرو فرمانروايىات از اوج ماه آسمان تا قعر درياها خواهد بود .
در اين بازار اگر سودى است با درويش خرسند است * خدايا منعمم گردان به درويشى و خرسندى
بيت 8 : توران‌شاه : جلال الدين توران شاه وزير شاه شجاع « * * * * » بيت 9 : حافظ خام طمع : به كنايه ، خطاب به توران شاه
هامش
* « ميخانه » ، مكانى است كه در آنجا سالك محو تجليّات حق مىشود و به وجد مىآيد و از خود بىخود مىشود . همان حالتى كه به حضرت على ( ع ) دست مىداد و هنگام نماز تير از پايش در مىآوردند و درد را حس نمىكرد . * * در كتاب « ونديداد » آمده است كه « جمشيد » با « اهورامزدا » صحبت كرده است . * * * قدما بر اين عقيده بوده‌اند كه ظلمات در اعماق زمين قرار دارد و در آنجا چشمه‌ى آبى است كه هركس از آن آب بنوشد ، زندگى جاويد مىيابد . خضر نبى ( ع ) به آن چشمه دست يافت و از آن نوشيد و زندگى جاويد يافت . * * * * توران شاه از حافظ دستور سير و سلوك خواست و خواجه با اين دو بيت « 8 و 9 » دست رد به سينه‌ى او زد و گفت تو نمىتوانى دم از انقطاع و تجرد و رندى بزنى ؛ بهتر است همان موقعيت وزارتت را حفظ كنى .
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 1007 | شمس الدين حافظ