تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 1009

مساهمون:

ص١٠٠٩

[ شرح ] غزل 489

بيت 1 : انوار پادشاهى : نور سلطنت حكمت الهى : دانش و عدل و حلم خداوند اى كسى كه در رخسارت نور سلطنت پيداست و در انديشه‌ات حكمت الهى پنهان ! بيت 2 : كلك : قلم بارك اللّه : تبارك اللّه ، ما شاء اللّه ، اين عبارت براى تعريف كردن از خوبى كسى به كار مىرود . آب حيوان : آب‌حيات قطره‌ى سياهى : منظور مركب است كه از دوده درست مىشود . - آفرين بر قلم سحرآساى تو كه با يك قطره مركب ، مانند آب‌حيات احياگر ؛ همه‌ى مشكلات مملكت را حل كرده و بر سلطنت و دين حيات تازه بخشيده است . بيت 3 : اهرمن : شيطان اسم اعظم : نام پروردگار خاتم : انگشتر - معجزه‌ى انگشترى حضرت سليمان ( ع ) كه به اسم اعظم منقش است ، در دست اهرمن بىتاثير است . سلطنت و انگشتر فرمانروايى تو را سزاست . هر چه و هر امرى صلاح مىدانى بفرما . « * » زيرا اكنون سلطنت و خاتم شاهى از آن توست . بيت 4 : حكمت سليمان : دانش سليمان ، در اين بيت خواجه ممدوح خود ، شاه شجاع را با سليمان برابر نموده است . - اگر كسى به دانش و علم شاه شجاع شك دارد ، همه‌ى موجودات عالم بر او مىخندند « مبالغه » بيت 5 : باز : شاهين پرنده‌اى شكارى بر سر نهد كلاهى : براى اين كه باز ، شكارى شود ، بر سر او كلاهى از چرم مىگذارند به طورى كه جلوى چشمان او گرفته شود . مرغان قاف : سيمرغ - اگر چه باز گاهى به مقتضاى وقت كلاه بر سر مىگذارد و خود را به پادشاهان تشبيه مىكند ؛ ولى فقط سيمرغ است كه پادشاه مرغان است و آيين شاهى را مىداند . بيت 6 : تيغ : شمشير - شمشيرى كه خداوند جوهردار كند ، بدون لشكر و سپاه دنيا را تسخير مىكند . بيت 7 : تعويذ : دعاى رفع چشم زخم كه بر كاغذ نويسند و بر گردن آويزند . - قلم تو در حق دوستانت دعاى خير مىنويسد و در حق دشمنانت جادوى كشنده است . بيت 8 : عنصر : اصل وجود وصمت : فساد - اى بزرگ و بزرگ‌زاده ! سلطنت تو پاينده است و ايمن از فساد و تباهى . بيت 9 : آب چشمه‌ى خرابات : شراب عجب خانقاهى : كبر و غرور خانقاه‌نشينان ساقى ! آب چشمه‌ى خرابات را بياور تا خرقه‌هاى كبر و غرور خانقاه‌نشينان را با شراب بشوييم ! بيت 10 : دعوى : ادعا محتسب : مأمور نهى از منكر - محتسب گواه است كه من مدتى است شراب ننوشيده‌ام . بيت 11 : گر پرتوى . . . : اگر پرتوى از شمشير آب‌دار تو بر معادن افتد ، ياقوت سرخ‌فام از شدت ترس ، زرد رنگ مىشود . « غلو » بيت 13 : برق عصيان : برق گناه موقعى كه آدم ابو البشر كه برگزيده‌ى خداوند است ، مرتكب گناه شود ، ما چگونه مىتوانيم برى باشيم ؟ ! بيت 14 : حافظ چو . . . : حافظ ! همين‌كه پادشاه گاهى نام تو را بر زبان مىآورد ، از بخت گله نكن و عذر و تقصير بخواه .
هامش
* اشاره‌اى است به گم شدن انگشتر حضرت سليمان ( ع ) . به زيرنويس غزل 390 نگاه كنيد .