اولًا : اين گونه مقدّمه نويسى ، معلوم نيست از مؤلّف باشد زيرا شواهدى در كار است كه ناسخان در مقدمه كتابها تصرّف ، و چيزهايى را از پيش خود اضافه مىكردند .
ثانياً : نزد اين جانب يك نسخهء خطى قديمى از زاد المعاد است كه ذكرى از سلطان حسين در آن نيست . همانگونه كه در مقدمهء بحار و تحفة الزائر و بسيارى از كتابهاى ديگر ايشان اين امر وجود ندارد .
ثالثاً : شرايط و موقعيّت تاريخى كشور و خطراتى را كه متوجّه كشور و اساس مذهب بوده بايد در نظر گرفت ، نه اينكه چشم بسته شروع به هتّاكى نمود » . « 1 » از آنچه گفته شد نتيجه مىگيريم كه :
الف ) مجلسى عالمى بيدار و سياستمدارى هوشيار بوده است .
ب ) مجلسى در اثر آتيه بينى علاوه بر آنكه براى پيشگيرى از اندراس و نابودى ميراث فرهنگى مذهب ، كتاب بحارالانوار را تأليف نمود و با اين تدبير بزرگترين دائرة المعارف شيعى را به وجود آورده ، از تحريف كتابهاى اهل سنت نيز جلوگيرى كرد و راه اين خطر را تا حدّ زيادى مسدود نمود و با هشدارى كه داد وظيفهء آيندگان را در مقابل تحريف محرّفان ؛ و خيانت خائنان روشن ساخت .
ج ) آنچه علامه به آن هشدار داد ، امروز شاهد آن هستيم و بايد تا حدّ امكان از تحريف حقايق جلوگيرى نماييم .
د ) با تحقيقى كه نسبت به مقدمه زاد المعاد و امثال آن به عمل آمد مشخص شد كه مدح و ثناى سلاطين در اول اين كتاب و بعضى ديگر از
هامش
( 1 ) . يادنامهء مجلسى ، ج 2 ص 161 . .