نتيجهگيرى :
با توجه به نمونههاى تاريخى همكارى ائمهء معصوم عليهم السلام با خلفا ، و نيز تعامل و روابط نزديك علماى شيعه با سلاطين و پادشاهان جائر ، موضع و عكس العمل سياسى علامهء مجلسى در قبال سلاطين صفوى ، و نيز عملكرد سياسى وى را مىتوان بازتابى از شرايط محيط سياسى و تاريخى او ، و نيز پاسخى مثبت و كارآمد نسبت به نيازها و مقتضيات جامعهء سياسى و دينى در عصر اين دانشمند ، و استفاده مطلوب و عملى از اختيارات ولى فقيه در مسائل حكومتى ، و واكنش بهنگام در برابر ناهنجارىهاى سياسى اجتماعى ، و بالأخره ، حسّ مسؤوليت پذيرى وى در اصلاح جامعه مسلمانان دانست . از اين رو ، انتقادات برخى از نويسندگان نسبت به رفتار سياسى اين انديشمند ، ناعادلانه ، غير علمى و غير مستند به واقعيات تاريخى است » . « 1 »
نمونهاى از موارد مدح و ثناى مورد انتقاد در كتب علامه مجلسى
همانگونه كه ذكر شد ، در مقدمهء بعضى از كتب علامه مجلسى مدح و ثناى سلطان معاصر ديده مىشود كه از آن جمله است كتاب ( زاد المعاد ) .
« . . . در كشور خودمان بعضى از نويسندگان ، صفحه اول كتاب زاد المعاد مرحوم مجلسى را فتوكپى و بين بعضى از دانشجويان توزيع كرده بودند . به دنبال عبارات مقدمه زاد المعاد كه مشتمل بر مدح و ثناى شاه سلطان حسين صفوى است نوشته بود : ببينيد اين عالم صفوى دربارى در كتاب دعا كه وضع شده براى ( انقطاع عن الخلق و توجه به خالق ) چه تمجيدى از سلطان صفوى نموده است . نگارنده گويد :
اين شخص كه خود را دلسوز مذهب معرفى كرده بود ، هرگاه با خبرگان فنّ مشورت و انصاف را رعايت مىكرد ، خود را گرفتار اهانت به مرزبان ديانت نمىكرد .
هامش
( 1 ) . يادنامهء مجلسى ج 2 ص 26 - 27 . .