متنبّه ساختن آنها به وظايف دينى شان بوده است . « 1 » « در خاتمه ، مختصراً به علل و انگيزههاى انتقاد برخى از نويسندگان نسبت به انديشه و عمل سياسى عالمان شيعه در دوران صفوى مىپردازيم .
در مورد ريشه يا بى علل و انگيزههاى اين انتقادها به موارد زير مىتوان اشاره كرد .
نخستين علّت ، عدم اطّلاع كامل منتقدان ، از اوضاع و شرايط سياسى - اجتماعى حاكم بر روابط سياسى علما با سلاطين معاصر آنها است .
دومين عامل ، نا آگاهى اين گونه نويسندگان نسبت به مسؤوليت بزرگ و مهم علماى دينى در برابر هدايت جامعه و ترويج دين و مذهب اماميه است .
انگيزه سوم ، سوء نظر مستشرقان و پيروان آنها نسبت به عالمان دين ، به ويژه عالمان شيعه است » . « 2 » « علاوه بر آنچه گفته شد ، نكتهء مهمّى را كه بايد در تبيين انديشه سياسى عالمان دينى و ارزيابى عملكرد سياسى شان مورد توجه و تأمّل قرار داد ، اين است كه انديشهء سياسى و رفتار سياسى آنان را بايد بر اساس مبانى نظرى خودشان و نيز بر مبناى مقتضيات اوضاع سياسى اجتماعى و به عبارت ديگر ، براساس شرايط زمان و مكان آن دوران ، مورد نقد و بررسى قرار دهيم و بعد از آن ، به داورى بپردازيم كه آيا در آن زمان ، با توجه به شرايط نظرى و واقعى ، اتخاذ چنان موضعى و يا انتخاب چنان عقيدهاى صحيح و درست بوده است يا نه ؟ والّا اگر انديشه و عملكرد آنها را از چارچوب و بستر زمان و مكان خارج نموده ، مطابق با شرايط فرهنگ و افكار عمومى معاصر ، مورد مقايسه و قضاوت قرار دهيم ، علاوه بر خطاى نظرى ، دچار خطاى عملى و ظلم نسبت به صاحبان انديشه و گمان ناصواب در حقّ عالمان بزرگ شيعه نيز شدهايم .
هامش
( 1 ) . يادنامهء مجلسى ج 2 ص 21 - 24 با اندكى تغيير . .
( 2 ) . همان ص 26 ، به نقل از علامهء مجلسى و آثار فارسى او ص 81 - 82 . .