اين رسم در بين علماى شيعه نبوده و آخرين آنها هم نيست . تأليف كتاب و اهداى آن به سلاطين ، و مدح و ثناى آنها در مقدمهء اين گونه تأليفات ، از زمان شيخ صدوق رحمه الله ، معمول و مرسوم بوده و عدّهء زيادى از علماى شيعه ، به اين مرسومات عمل نمودهاند كه به برخى از آنها اشاره مىشود :
شيخ صدوق رحمه الله ، كتاب عيون اخبار الرضا عليه السلام را به اسم صاحب بن عبّاد ، وزير فخر الدوله ديلمى تأليف كرد و آن را به وى اهدا نمود .
علامهء حلّى ، به پاس خدمات و اقدامات الجايتو در رسميّت بخشيدن به مذهب تشيّع ، كتابهاى معروف خود در بحث امامت ، يعنى نهج الحق و كشف الصدق و منهاج الكرامة را به سلطان مغول اهدا كرد و او را در مقدمه اين دو كتاب ، با اوصاف و القاب اغراقآميزى ستود .
. . . عبد الرزاق لاهيجى ، گوهر مراد را به شاه عباس ثانى اهدا كرد .
همچنين ملا محسن فيض كاشانى ، آقا جمال خوانسارى و مير محمد حسين خاتون آبادى ، برخى از تأليفاتشان را به نام سلاطين معاصر خود ، تأليف و به آنان اهدا كردند . مانند نمونههاى فوق ، در ميان عالمان شيعه بسيار است و علامهء مجلسى نيز مانند ديگر علماى معاصر خود ، به رسم معمول عمل كرده است .
ثانياً : علما از باب نصيحت ملوك ، اين كتابها را به نام آنها مىنوشتند و هدف آنها از اهداى اين كتب به سلاطين ، متنبّه و بيدار ساختن پادشاهان معاصر خود بوده است .
ثالثاً : غرض علما از اهداى آثار برجستهء خود به سلاطين ، حفظ و بقاى آثار خود و امكان استفادهء عموم از آن تأليفات بوده است .
در پايان سخن ، نكتهاى كه در مورد علامهء مجلسى گفتنى است اينكه اين شخصيت بزرگ ، اثر مشهور خود ، يعنى كتاب بحارالانوار را به نام هيچ يك از پادشاهان معاصر خود ، نكرده است . وى تنها برخى از كتبى را كه در ايام تصدى منصب شيخ الاسلامى به رشته تحرير در آورده ، به پادشاهان معاصر خود اهدا كرده ، و غرض وى همانگونه كه گفته شد ، نصيحت حكام مسلمين و
تحفة الزائر — صفحة مقدمه 68
مساهمون: العلامة المجلسي
صمقدمه ٦٨