صبر كنيد ما سبّش بكنيم - اينها در يك همچو محيطى كه سبّ حضرت امير اينطورها بوده و رايج بوده و از مذهب تشيع هيچ خبرى نبود و هيچ اسمى نبوده ، اينها رفتند مجاهده كردند ، خودشان را پيش مردم ، مردم آن عصر شايد اشكال به آنها داشتند از باب نفهمى ، چنانچه حالا هم اگر كسى اشكال كند نمىداند قضيه را ، غرض ندارد ، نمىداند قضيه را ، زمان ائمه هم - خوب - بودند ، على بن يقطين از وزرا بود ، در زمان ائمه هم بودند ، حضرت امير بيست و چند سال به واسطهء مصالح عاليهء اسلام در نماز اينها رفت - عرض بكنم كه - تبعيت از اينها كرد براى اينكه يك مصلحتى بود كه فوق اين مسائل بود ، ساير ائمه عليهم السلام هم گاهى مسالمت مىكردند ، يك وقتى نمىشد آن وقت چه مىكردند . مصالح اسلام فوق اين مسائلى است كه ما خيال مىكنيم ، اين دسته از علمايى كه جانفشانى كردند و خودشان را جور مىكردند كه حالا شما به آنها اشكال مىكنيد از باب اينكه اطلاع بر واقعه نداريد ، نه اينكه سوء قصد داريد ، نه اينكه سوء نيّت داريد ، اطلاع از واقعيات نداريد ، اين آدم سازى است ، نه اين است كه اينها دربارى شدند ، اينها مىخواهند آدم بسازند . « 1 »
انسان سازى انبيا و علما
امثال مرحوم مجلسى كه در دستگاه صفويه بود ، صفويه را آخوند كرد ، نه خودش را صفويه كرد . آنها را كشاند توى مدرسه و توى علم و توى دانش و اينها تا آناندازهاى كه البته توانستند . . . براى اينكه مقصد اين است كه انسان درست بكنيم . اگر انسان بتواند كه محمد رضا را انسان كند ، بسيار كار خوبى است . انبيا براى همين آمدهاند . پيغمبر اكرم براى خاطر اينكه اين كفار مسلمان نمىشدند و اعتنا به اين مسائل را نمىكردند غصه مىخورد ، « فَلَعلَّك باخِعٌ نَفْسَك » « 2 » . « 3 »
هامش
( 1 ) . صحيفه نور ج 1 ص 258 - 259 . .
( 2 ) . سورهء كهف ، آيه 6 .
( 3 ) . صحيفه نور ج 8 ص 8 . .