تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الزائر — صفحة مقدمه 62

مساهمون:

صمقدمه ٦٢

ب : انتقادهاى سياسى

1 . حضور در دربار صفويه يكى از انتقادهايى كه بر عملكرد سياسى علامهء مجلسى شده ، حضور وى در دسستگاه حكومت صفوى و همكارى با سلاطين معاصر خود و به عبارت صريحتر ، وارد كردن اتهام عالمِ دربارى بودن ، نسبت به ايشان است . آنچه در پاسخ به اين انتقاد مىتوان گفت ، اين است كه رابطه داشتن با سلاطين و همكارى با آنها در امور سياسى و مذهبى ، امر تازه و بديعى نبوده كه مجلسى آغازگر آن باشد . معاشرت با سلاطين با اغراض صحيح ، امرى است كه در طول تاريخ اسلام ، از دوران حضرت على عليه السلام مرسوم و معمول بوده است . از نمونه‌هاى حضور امامان و علماى شيعه در دربار خلفا و سلاطين ، به موارد متعددى مىتوان اشاره كرد ، مانند حضور حضرت على عليه السلام در دستگاه خلافت خلفاى ثلاث و در بعضى موارد همكارى با آنها ، پذيرش منصب ولايت اهواز توسط عبداللَّه نجاشى يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام در حكومت منصور دوانيقى ، قبول منصب وزارت از سوى على بن يقطين به توصيهء امام موسى كاظم عليه السلام در زمان خلافت هارون الرشيد ، قبول ولايت عهدى مأمون عباسى از طرف امام رضا عليه السلام ، همچنين وزارت يافتن خواجه نصير الدين طوسى در دستگاه سلطنتى هلاكوخان مغول ، رابطهء علامهء حلى با الجايتو - سلطان مغول - و نيز در دوران صفويه ، حضور و مشاركت سياسى علماى برجسته و مشهور شيعه مانند محقق كركى ، شيخ بهايى ، محمد تقى مجلسى ، محمد باقر سبزوارى ، آقا حسين خوانسارى و علامهء مجلسى در حكومت صفوى و قبول مناصب و مشاغل سياسى مذهبى توسط آنها ، همه و همه ، گوياى اين حقيقت است كه همكارى علماى شيعه با حكام مسلمان شيعه و سنى ، به منظور ترويج دين و تقويت مبانى مذهب جعفرى ، امرى جايز و گاه واجب بوده است . بنابراين ، اگر كسى به يكى از علماى بزرگ كه