در عقب ضريح بايد ايستاد ، چنانچه در زيارت ساير مؤمنان مستحب است . و روايت صريحى در اين باب به نظر نرسيده است ، مگر يكى از زيارات منقوله شهداء - رضي اللَّه عنهم - كه از ناحيهء مقدّسهء حضرت صاحب الامر - صلوات اللَّه عليه - بيرون آمده است ، كه در آنجا وارد شده است كه ايشان را رو به قبله زيارت كنند « 1 » .
و دور نيست كه در زيارت غير معصومين عليهم السلام اگر پشت به قبله بايستند به روش متعارف مخاطبه و مكالمه كه به عنوان مواجهه واقع مىشود - با آنكه ظاهر بعضى روايات در زيارت عباس رضي اللَّه عنه و غير آن اين است - ، يا رو به قبله كنند به اعتبار آن حديث مزبور و احاديث مطلق زيارت مؤمنان و عمل اكثر اصحاب ، هردو خوب باشد .
دهم : آيا بر دور ضريح مقدّس گرديدن خوب است يا نه ؟
بعضى را اعتقاد آن است كه خوب نيست ، چون در حديث صحيح از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : مخور آبْ ايستاده ، و طواف مكن به قبر ، و بول مكن در آبِ ايستاده ، به درستى كه كسى كه بكند اين را پس برسد به او بلائى ، ملامت نكند مگر خود را . و كسى كه يكى از اينها را بكند ، ديگر از او جدا نمىشود مگر آنكه خدا خواهد « 2 » .
و بعضى خوب مىدانند ، زيرا كه محتمل است كه مراد از طواف در اين حديث آن باشد كه بهروش طواف دور خانه كعبه ، هفت شوط بگردند .
يا آنكه جمعى بردور قبر بنشينند و سخن گويند - كه از باب افعال باشد « 3 » - .
يا آنكه مراد غايط كردن بر قبر باشد . و به اين معنى در لغت وارد شده است « 4 » ، و ساير فقرات حديث فى الجمله مؤيّد اين معنى است .
يا اينكه در بعضى از زيارات خواهد آمد اين عبارت كه : إلّاأنْ نَطُوْفَ حَوْلَ مَشاهِدِكُمْ « 5 » ، و در بعضى ديگر امر واقع شده است كه ببوس چهار جانب قبر را ؛ پس ممكن است كه آن نهى در قبر غير معصوم باشد .
و اگر كسى به قصد دور قبر گرديدن نكند ، بلكه به قصد دعا خواندن در اطراف قبر يا بوسيدن و امثال آن كه در زيارات جامعه و غير آن وارد شده است بكند ، احوط است .
هامش
( 1 ) - مزار كبير : 486 ، اقبال : 3 / 73 ، مصباح الزائر : 278 ، بحارالانوار : 101 / 269 ، موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام : 3 / 514 ش 1210 . .
( 2 ) - علل الشرائع : 283 ب 200 ح 1 ، بحارالانوار : 100 / 126 ح 3 . .
( 3 ) - عبارت حديث اين است :
« لا تَشْرَبْ وَأنْتَ قائِمٌ ، وَلا تطفْ بِقَبْرٍ ، وَلا تَبُلْ في ماءٍ نَقِيْعٍ . . . »
يعنى « لاتُطِفْ » باشد ، نه « لاتَطُفْ » . .
( 4 ) - يعنى مادّهء « طوف » به اين معنى آمده . نگاه كن : لسان العرب : 9 / 227 . .
( 5 ) - نگاه كن : ص 594 . .