آيت اللّه حسينى همدانى مىفرمايد :
« در سنهء 1348 يا 1349 ه . ق ، مرحوم آيت اللّه آقا شيخ محمّد حسين غروى ( كمپانى ) درس فقه مىفرمودند ، بحث مكاسب بود . در اين درس كه بعد از ظهرها تشكيل مىشد ، فضلاى چندى شركت مىكردند .
من به آيت اللّه خويى عرض كردم : شما چرا با اين كه نسبت به آيت اللّه كمپانى ، اظهار علاقه علمى داريد در اين درس شركت نمىكنيد ؟ ايشان فرمودند : من به تجربه دريافتهام كه انسان بايد آنچه را كه آموخت درس بگويد ، در درس گفتن يك نبوغ براى انسان حاصل مىشود كه اين خيلى مفيد است . در ضمن من مىدانم كه آيت اللّه كمپانى هيچچيز را نمىانديشد مگر اينكه يادداشت مىكند . من بعد از ظهرها درس مىگويم و بعد نوشتههاى ايشان را مىگيرم و از آنها استفاده مىكنم ؛ چون نمىتوانم هم در درس ايشان شركت كنم و هم درس بگويم و فعلا درس گفتن براى من لازم و مفيد است . اتفاقا اينگونه هم شد و ايشان درست مىفرمود » .
در سال 1352 ه . ق بود كه بسيارى از بزرگان حوزه علمى نجف همچون حضرات آيات : نائينى ، كمپانى ، عراقى ، بلاغى ، ميرزا على آقا شيرازى و آقا سيد ابو الحسن اصفهانى به ايشان اجازه اجتهاد اعطا كرده و بر مراتب عالى علمىشان تأكيد كرده و شهادت دادند . « 1 »
گفتنى است كه : مرحوم آيت اللّه خويى به اندازهاى مورد احترام و علاقه آيت اللّه اصفهانى بود كه سالها پيش از آنكه ايشان شهريهء حوزه علميه نجف را بپردازد به آقاى خوئى به طور خصوصى شهريه پرداخت مىكرد . حتى در مواردى ايشان را براى شور و مشورت به حضور مىطلبيدند و اين مىرساند كه : پيش از آنكه ايشان به تدريس خارج روى آورد ، به عنوان يكى از مدرسين نامدار حوزه شناخته شده بود .
هامش
( 1 ) . طريحى ، مقدمه دليل المعجم ، ص 15 .