و هم ايشان درباره تلاش و كوشش آيت اللّه فقيد در تحصيل ، مىفرمايند .
« . . . مقدارى از آفتاب گذشت . . . بعد رفتم منزل آيت اللّه خويى ، يك بيرونى كوچكى داشتند ، تا من در را باز كردم ايشان از خواب برخاستند .
عرض كردم : آقا اين چه وقت خوابيدن است ؟ يك ربع از آفتاب مىگذرد .
ايشان فرمودند : من يك هفته بود به جهت كثرت درس و بحث نتوانسته بودم درس آيت اللّه نائينى را بنويسم ، ديدم امشب هم كه مىخواهيم مسجد كوفه بمانيم ، به اين خاطر ديشب ، از ابتداى شب ، شروع به نوشتن كردم تا اذان صبح ، بعد نماز خواندم ، اين بود كه بعد از نماز مقدارى استراحت كردم » .
آرى در طريق آموختن ، بعد از توكل بر ايزد منان و رعايت تقوا ، مشكلات را هيچ انگاشتن شرط اول است . بدون تحمل رنج راه و بيدار خوابيها نمىتوان به مقصد رسيد .
تدريس
مرحوم آيت اللّه خويى از كودكى و نوجوانى خويش به هوش و استعداد ، موصوف و به فضل و حافظه ، معروف بوده است . وى در خلال تحصيل ، به تدريس نيز پرداخته و هر كتابى را كه درس مىگرفته ، كتاب پيش از آن را تدريس مىكرده است ، معظم له خود در اينباره فرموده است :
« زمانى كه دومين جلد شرح لمعه را فرامىگرفتم ، خود به تدريس و تعليم اولين جلد اين كتاب پرداختم » .
و از اين گفتار روشن مىشود كه ايشان از اوان تحصيل يعنى بيش از هفتاد سال به تدريس علوم آل محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و تربيت طلاب و تشنگان دانش ائمه اطهار عليهم السّلام سطح و خارج پرداخته و براى تدريس و تعليم اهميت زيادى قائل مىشده است .