458 پرسيدند از محبت . . .
459 پرسيدند از اخلاص . . .
460 جوانمرد به چه داند كه جوانمرد است ؟
461 پرسيدند ترا خوف از مرگ هست ؟
462 اگر خداى گويد بدين صحبت جوانمردان چه خواهى . . .
463 تو خداى را دوست دارى يا خداى ترا ؟
464 جهانى پر از مرد چون بايزيد بهتر بودى 465 بهترين چيزها دليست كه . . .
466 ريسمانت بگسلد چه كنى ؟
467 فأوحى الى عبده ما أوحى چه بود ؟
468 نام او به چه برند ؟
469 جنيد هشيار درآمد و . . . شبلى مست درآمد 470 شبلى گفته است إلهى همه خلق را . . .
471 دعوى بتّر است يا گناه ؟
472 بندگى چيست ؟
473 چه كنيم تا بيدار گرديم ؟ ف 530 ديده شود .
474 نشان بندگى چيست ؟
475 نشان فقر چيست ؟
475 . نشان توكّل چيست ؟
476 كار تو چيست ؟
477 پنجاه سال با خداوند صحبت داشتم به اخلاص .
478 اين طريق خدا نخست نياز بود . . .
478 . ميان نماز ظهر و نماز عصر پنجاه ركعت ورد داشتى .
479 چهل سالست تا نان نپختم و . . . ف 548 ديده شود .
احوال و اقوال شيخ أبوالحسن خرقانى ( اقوال اهل تصوف درباره او بضميمه منتخب نور العلوم ) ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: مجتبى مينوى
ص١٧١