نعال بود . و مريد نبود هر كه را ببايد فريفت چنان كه مادر بچّه را فريبد :
كليچه را به روغن درمالد و به وى دهد » .
536 شيخ گفت « مؤمن را همه جايگاه مسجد بود ، و روزش همه آدينه بود ، و ماهش همه ماه رمضان بود . هر كجا باشد در زمين چنان زيد كه در مسجد ؛ و همه ماهها را چنان حرمت دارد كه ماه رمضان را ؛ و در همه روزها چنان نيكوئى كند كه روز آدينه » .
537 پرسيدند در رقص .
گفت « رقص كار كسى باشد « 95 » كه پاى بر زمين زند تا ثرى بيند و آستين بر هوا اندازد [ تا ] عرش بيند و هرچه جزين باشد آب ابو يزيد و جنيد و شبلى برده باشد » .
538 دانشمندى از شيخ سؤال كرد كه « نصيحت بىخيانت « 96 » كدامست ؟ » گفت « آنكه نصيحت كنى و گردن نيفرازى كه من از ايشان بهترم و طمع دنيا در ميان نيارى » .
539 پرسيدند كه « عارف كيست ؟ »
گفت « مثل عارف مثل مرغيست كه از آشيانه رفته بود به طمع طعمه و نيافته [ قصد « 96 » ] آشيانه كرده و ره نيافته در حيرت « 96 » مانده و خواهد كه به خانه رود نتواند . »
540 پرسيدند كه « هر كرا هستى خداى بر دل غالب آمده باشد نشانى وى چه باشد ؟ »
[ گفت ] « از فرق تا قدم وى همه به هستى خداى اقرار كنند ، دستش و پايش [ و چشمش در ] شستن و رفتن و ديدن تا آن بادى كه از بينى وى بيرون آيد گويد كه « اللّه » ، چنان كه مجنون ، به هر كه برسيدى گفتى « ليلى » ،
هامش
( 95 ) - در اصل اين كلمه دو بار نوشته شده است .
( 96 ) - در اصل موريانه خورده و صحّت كلمه مسلّم نيست .