و احكام اين « 1 » طور بيشتر وراى حدود علم و عقل است .
بيت
حسن تو فزون است ز بينايى من * راز تو نهان است ز دانايى من
و پيش از انفلاق عمود صبح اين طور ، اين معانى بيشتر خلق را - إلّا من أيّد بتأييد غيبيّ - أساطير الأولين نمايد .
شعر « 2 »
نكته و رمز سنائى پيش نادان ، دان چنانك * پيش كَر بربط سُراى و پيش كور آيينهدار
« فمن سمع فاشمأزّ عنه فليتّهم نفسه لعلّها لا تناسبه » هيهات ! هر حوصله را قوتى است و هر جانى را مشربى
قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ * *
« 3 » .
هر يكى را ده نوا و در خور فرهنگ ده * عاشقان را جام مى با خم مى همسنگ ده
عاشقان او همه اين مىگويند :
فكان ما كان ممالست أذكره * فظنّ خيرا و لا تسأل عن الخبر
عجبا از اين حديث !
هامش
( 1 ) . از اينجا تا ص 68 عبارت : « التسبيح و التهليل » از نسخهء « پ » افتاده است .
( 2 ) . شعر از سنايى : ديوان ، ص 193 .
( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 60 .