وقت طلوع صبح صادق خاتم « 1 » به دست داشتمى « 2 » و بر افواه و فروج مردان و زنان مهر نهادمى ؛ گفت : مؤذّنى و در ماه رمضان وقت صبح بانگ نماز مىگويى . عجبا از اين حديث ، به واسطهء خواب زمانى از عالم محسوس خلاص يافت « 3 » و اندك مايهاى از علايق و كدورت دنيايش تجرّدى حاصل گشت ، چگونه آن معنى را در كسوت چنين مثالى مناسب مشاهده كرد .
و چون به مرگ علاقه تمام منقطع مىشود ، جملهء اعمال و احوال و عقايد « 4 » و اخلاق مشخص مىگردد .
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ
« 5 » و اين همه در دار دنيا با وى است « و الذي نفس محمد بيده إنّ الجنة و النار أقرب إلى أحدكم من شراك نعله » « 6 » .
شعر « 7 »
بهشت و دوزخت با تست در باطن نگر تا تو * سقرها در جگر يا بى جنانها در جنان بينى
لكن حجب طبيعت و غشاوت هوى ديدهء دل او را از ادراك آن كور مىدارد
وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ
« 8 » چون به انقضاى شب عمر ، صبح قيامت صغرى بدمد ، هر چه نقد باطن او بود ظاهر گردد و هر چه در دنيا از وى صادر شده باشد
هامش
( 1 ) . ص : خاتمى .
( 2 ) . ل : داشتم .
( 3 ) . ل : خبر يافت .
( 4 ) . ص : اعتقادات .
( 5 ) . سورهء انشقاق ( 84 ) ، آيهء 6 .
( 6 ) . ل : نعليه .
( 7 ) . شعر از سنايى : ديوان ، ص 708 .
( 8 ) . سورهء يس ( 36 ) ، آيهء 9 .