تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق معرفت ( تبصرة المبتدى وتذكرة المنتهي ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
كشف و عيان معلوم شود به يقين محقق گردد كه حق تعالى ايشان را براى فنا و دثور نيافريده است .
اندر آن بقعه ز اهل نفس نفَس « 1 » * مرگ ميرد دگر نميرد كس
« خلقنا الإنسان للبقاء فضلّت أمة يحسبونها للفناء و إنّما ينقلون من دار الأعمال إلى دار شقوة أو رشاد » و پيش از آن كه كسى را بر حقيقت روح اطلاع افتد ، به طريقى از اين دو طريق كه گفته آمد ، شرع رخصت نداده است كه با وى سرّ روح در ميان نهند چه ، روح « 2 » به اوصافى متّصف است كه بيشترين خلق آن را در حق آفريدگار عالم تعالى « 3 » تصديق نمىكنند ، در حق خلق او چگونه تصديق كنند . و منشأ اين انكار از آنجاست كه خلق در مختنق « 4 » بشريت به حجب وهم و خيال محجوبند و موجودى را كه داخل و خارج عالم نبود و به عالم متصل و از عالم منفصل نباشد فهم نمىتوانند كرد و اين معنى به طور « 5 » عقل به آسانى فهم نتوان « 6 » كرد و هر كه امروز در دار دنيا شيطان وهم و خيال را به قوّهء علم و عقل خود مقهور نگرداند ، فردا در عرصات قيامت گويد :
رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلِينَ
« 7 » .
هامش
( 1 ) . نفس نفس : نفس و نفس « ص » . ( 2 ) . ص : چه هر روحى . ( 3 ) . ل : + جدّه . ( 4 ) . ص : منجنيق . ( 5 ) . ص : به نظر . ( 6 ) . ص : توان . ( 7 ) . سورهء فصلت ( 41 ) ، آيهء 29 .