شعر
برد آن را خرد به عِلّيّين * كشد آن را هوى سوى سِجّين
چه هر كه اعيان دنيا را آلت راه دين سازد و نظر از استيفاء حظوظ جسمانى برگيرد
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * *
« 1 » ، در سرّاء و در ضرّاء ، نصب العين دارد و به صورت در دنيا بود و به دل در ملأ اعلى « إنّ للّه عبادا أبدانهم في الدّنيا قلوبهم عند الله » و براى خدا زيد « 2 » ، نه براى هوى ، هر آينه دنيا او را معاونى عظيم بود در سلوك صراط مستقيم « نعم المال الصالح للرجل الصالح » ، تا همه در رضاى او صرف كند .
بيت « 3 »
هر چه دارى براى او « 4 » بگذار * كز گدايان ظريفتر ايثار
لاجرم مرجع و مصير او ملكوت اعلى بود
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
« 5 » .
جهانى كاندر او هر دل كه يا بى پادشا يا بى * جهانى كاندر او هر جان كه بينى شادمان بينى « 6 »
و هر كه اعيان دنيا را آلت سلوك راه شياطين سازد ، همگى اوقات خود به تحصيل مطالب نفس امّاره مصروف دارد و وراى اين كلوخدان
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 3 .
( 2 ) . پ : براى خدا زنده بود .
( 3 ) . حديقه سنايى ، ص 127 .
( 4 ) . حديقه : براى حق .
( 5 ) . سورهء قمر ( 54 ) ، آيهء 55 .
( 6 ) . شعر از سنايى : ديوان ، ص 705 .