شعر
غبنى باشد عظيم و دردى بكمال * بر مزبله ، قصرِ شه فراموش شده
و مثال ايشان چون حاجيى است كه در ميان باديه به تعهد و إعداد آب و علف مركوب خود مشغول شود و كعبه را كه مقصود اصلى است فراموش كند تا قافله بگذرد و او را در باديه ، جوع و عطش هلاك كند و طعمهء حشرات و سباع شود
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ
« 1 » .
بيت
راهى است ترا پيش كه مىبايد رفت * اينجا اگرت مراد بر نايد بايد رفت
تن آلت توست تا به جايى برسى * تو آلت تن شوى كجا شايد رفت
26 . بعد تمهيد « 2 » هذه المقدمة ، ببايد دانست كه اعيان دنيا از آن روى كه اعيان دنياست مذموم نيست ؛ امّا تعلق و محبت آدمى بدان مذموم است ، لهذا صاحب شريعت عليه السّلام از اين معنى چنين بيان كرده است كه « حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة » « 3 » و اگر نه اعيان صلاحيت آن دارد كه تارة به اعلى علّيّين ترقى دهد و تارة به أسفل السافلين كشد .
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ( 9 ) ، آيهء 38 .
( 2 ) . پ : - تمهيد .
( 3 ) . مصباح الشريعة ، باب 31 در زهد ، از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نقل كرده است و در غرر و درر ، ذيل حرف « ح » از على عليه السّلام دانسته است .