تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة رساله ميزان المعرفه 94

مساهمون:

صرساله ميزان المعرفه ٩٤
معقولاترا از وجه محسوس بايد كرد بر اين قول هم كه گويند يكجهت نيستند . محض جهالت نفس و گذراندن وقتست و چون محنتى به آنها رو كند متوسل بدعا و صدقه شوند و توبه از گفتار و كردار طبيعى مذهبان كنند چگونه مىشود كه تو اين جمله را بشنوى و طبيعت كنى و با همه روى و عقلت مضطرب نشود جز اينكه ميزانى بدست تو باشد كه چون اقوال هر گروهى را بسنجى حقيقتش را بفهمى اى درويش اهل معنى كسى است كه اگر هفت اقليم بارادت و خدمتش يكدل و يكجهة شوند پاى ثباتش از گليم مسكنت دراز نشود و كوه وجودش به اين بادها از جاى نجنبد . اگر دنيا بر آنها اقبال كند آلوده نگردند و اگر نكند افسرده نباشند در گدائى شاهى كنند و در تبديل رذايل نفس بفضايل دقيق باشند و حفظ مراتب صورت و معنى را للّه و از روى بصيرت و اندازهء عقول كنند و كمال خود را عنوان رياست بر جهال و موافقت با آنها نسازند كه ما بفلان جهت از شما برتريم و بفلان سبب با شما يار بلكه مقام و كمال خود را از عوام الناس بپوشند و معاشرت به قدر ضرورت كنند نه با عوام الفت گيرند و نه بر كسى به چشم حقارت يا ترس و طمع نگرند نپندارى كه اينها از براى آن اشخاص فضيلتست برتر از آنند كه ذكر فضائلشان توان كرد اگر آنها را به چشم بصيرت نه بصر به‌بينى بر آنچه گفتم يقين كنى . تو اى درويش چنان باش كه اگر دنيا تمام پيش تو جمع شود نشانش را از تو نجويند و چون دنيا بر تو اقبال نكند شرافت نفس خود را بدان و يوسفت را ببهاى اندك مفروش و سعى بيهوده در طلب