تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 34

مساهمون:

صاسرار المعارف ٣٤
مىنشينى و ده درم ذخيره ميكنى و آن جبه را نپوشيد . ( اگر تو مرد اين راهى به هوش باش ) 37 - فتح موصلى قدس سره در مناديد قربانى ميكنند عرض كرد الهى مرا چيزى نيست تا قربانى كنم خود را قربانى ميكنم از آنكه همين را دارم اين بگفت و انگشت بر گلو نهاد و بيفتاد چون ديدند رفته بود و خطى از سبزى بر گلوى او مانده بود . 38 - گويند چون تجريد درست شده باشد ملك سليمان معلوم نباشد و اگر نه زيادى آستين معلوم باشد . ايدرويش تا تو از اين چه فهمى . يحيى معاذللّه گويد محبت آنست كه به مهر بيفزايد و بجفا نكاهد اگر محبى را اين حال باشد صادق است . 39 - سائلى مرد او را در خواب ديدند پرسيدند حال تو چه شد گفت به من گفتند چه آوردهء گفتم آه همه عمر مرا بدين در حواله ميكردند كه برو خدا بدهد حالا به من ميگوئيد چه آوردهء خطاب حضرت رسيد كه راست ميگويد دست از او برداريد . 40 - عبداللّه حقيقت را با موسى بن عمران جيرفتى نقارى شد به او نوشت مرا در شيراز هزار مريد است و اگر از هر كدام هزار دينار بخواهم شب را زمان نخواهند تا صبح موسى جواب نوشت مرا هم در اينجا هزار دشمن است كه اگر مجال يابند شب را امان ندهند تا صبح حال نگر صوفى توئى يا من . و هم ميان على بن حسن كرمانى و خليل خازن نقار شد خليل خازن به او نوشت ترا زندگانى خوش است و از صبح تا چاشتگاه دارو و شربت خورى تا طعام توانى خورد و مرا از بامداد تا چاشتگاه بايد گرديد
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 34 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه