در نهايات تحور است از بقيه و اعتبار اثنينيت . اما ذوقها در اين باب مختلف است حوصلهء بيان تمام آنها را ندارم .
( اما ادراكات مردم را در اينباب ) يكى انكار اصل كند كه نه بحريست و نه گوهرى اينها مقالات فريبندگانست كه ميخواهند مردم را بدين سخنان بدام كشند و اظهار برترى كنند و چنين منكريرا بايد به حال خود گذاشت كه عقلش باندازهء حرف اوست مولى رحمت كند حافظ را كه گفت .
با بى خبر نگوئيد اسرار عشق و مستى * بگذار تا بميرد در عين خودپرستى
34 - عارف بصير مرتبهء هر كس را از كلامش ميشناسد نه از افعال و كرامات و آن هم كه از تحقيق گفته يا تقليد تواند فهميد اما آن سر است نتوان گفت و تا كسى خودش اهل اين نظر نباشد نتوان فهميد
35 - ذوالنون مصرى گويد به نزديكى از متقدمين مشايخ به مغرب زمين رفتم او گفت از براى چه آمدهء اگر خواهى علم اولين و آخرين بياموزى اين محال است و غير از خالق كسى را نتواند بود و اگر آمدهء او را بجوئى آنجا كه اول قدم برداشتى او خود آنجا بود .
درويشى گفت او دست جويندهء خود را گرفته ميدواند در طلب خود صفى گويد جوياى او جز خود او نيست و هر بيدلى جوياى او نتواند شد
36 - حضرت سرى سقطى جبهء بده درم از براى ابراهيم صيادى خريد و گفت ده درم بامن بود اين جبه را بجهة تو خريدم گفت با فقرا