انتقال از معرفت بتحقيق با كمال سكينه
( تذكر ) در بدايات قبول مواعظ ربانيت بسمع رضا و در نهايات رجوع الى ما كان عليه من الفناء
( اعتصام ) در بدايات تمسك است بحبل اللّه يعنى بكتاب و سنت و در نهايات تمسك است بالوهيت حق بعد از فناى تام در هويت .
( فرار ) در بدايات گريختن است از هواى طبيعت و در نهايات از احكام انيت حتى از رؤيت فرار و آثار رؤيت
( رياضت ) در بدايات ترك حظوظ نفس است و مخالفت رسوم طبع و در نهايات تصفيهء معرفت است از علم و تصفيهء شهود حق از شهود غير حق .
( سماع ) در بدايات استماع كلام حق است بسمع خلقى و در نهايات بسمع حقى .
( حزن ) در بدايات كدوراتى است كه عارض صفاى فطرتست و آن بعد از بيدارى از خواب غفلت بود كه حذر از نفس زائل شود و در نهايات هنگام فرق بعد الجمع واقع شود قبل از تمكن باحدية فرق و جمع كريمهء
« فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً »
نزد عارف نكته مهم شاهد مدعاست .
( خوف ) از عدم حصول مقصود است و در نهايات از هيبت قهر عند المحق و الطمس لسطوت تجلى الذات كه نداى
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
به گوش هائب رسد .
( اشفاق ) در بديات در عمل است كه مبادا ضايع شود و در نهايات تحقيق بقيه رسوم است از محض توحيد .
( خشوع ) در بدايات قوم گويند خضوع جوارح است در طاعات و