در شهر فراوان شود نقصى بزاكون دولت و قانون ملت نرسد ، عاقلان دانند و واقفان فهمند كه سرقت و شرارت در ملك بمانند مرضى است كه بر بدن سارى شود و آن بتدبير طبيب حاذقى رفع شود هيچ كس بواسطهء مرضى كه عارض شود ترك بدن نكند و خود را به آتش نسوزد پس بواسطهء اينكه امر سلسلهء فقر مغشوش شده اين قانون محكم و مسلم را از دست نتوان داد و اگر تمام عالم مريض شوند از قواعد حفظ صحت نتوان گذشت .
مزاج صحيح را از سقيم همه كس تواند شناخت و اگر مرضى مزمن شود و شناختنش مشكل بعلامات معلوم توان كرد يعنى چون مردم كودنند و بعضى زيركتر كودن كسى است كه بخواهد خود را به امانت معروف كند و مال مردم را بگيرد و پس ندهد يعنى عملش بر خلاف ادعايش بود .
و زيرك آنكه اگر هم هواى نفس در او غالب باشد و ميلش به خوردن مال مردم بود راه آن را بدست آورد و چنان نكند كه برسوائى كشد و تقلبش آشكار گردد .
تميز اين مشكلتر است و اصل ديانت حقيقى آنست كه تمام آفرينش در نظرش به قدر خاشاكى نيايد چه جاى آنكه ظاهر خود را بديانت بيارايد و باطن او جز ظاهرش باشد و آرزوى چيزى نمايد . 26
پس اگر جماعتى از يكنفر شيخ مسلم بقانون سلسلهء ارشاد مجاز باشند بايد اتفاق و اتحادشان در هر مقام به حدى باشد كه كسى نفهمد اينها يكنفرند يا متعدد و كسى هم نتواند ما بين اينها الغاى نفاق و خلاف كند و اين علامت كمال ديانت واقعى است و دليل بر اينكه اينها راه سلوكشان طى شده است و بعد از وصول بسر منزل فنا اهليت ارشاد
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 28
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
صاسرار المعارف ٢٨