سركشى كرد صاحب ملك كه وضع شريعت نمود حكم بر قتل او فرمود هيچ ملكى بىسياست منتظم نشود و بدون رئيس قابلى كه آداب رعيتدارى را كاملا بداند مأمن نبود .
اما طريقت كسب اوضاع انسانيت است و سلب اخلاق و افعال حيوانيت و چنان كه اعضاى ظاهر انسان از ساير حيوانات مخصوص است اخلاق باطن او هم بايد از ساير حيوانات ممتاز باشد و الا او را آدم نتوان گفت حيوانى است به صورت انسان حتى آنكه اگر تمام اخلاق انسان در او جمع باشد بجز يك خلق كه هنوز از حيوانيت در او باقى مانده به قدر همان از آدميت دور است چنان كه اگر عضوى از اعضاى انسان شبيه بعضو حيوانى باشد گويند فلان عضوش مثل فلان حيوانست .
پس اگر انسانى محيل باشد چون از اين نشأه منتقل گردد و روحش از بدن عنصرى كه صورت انسان داشت آزاد شود در برزخ به شكل روباهى نمايد و موذى به شكل مار يا عقرب و هكذا و كسى كه چشم بصيرتش باز باشد او را در همين بدن همچنانكه در برزخ اوست مىبيند چنان كه زيد به پيغمبر ( ص ) عرضكرد : اصحاب ترا مىبينم كه كدام اهل جنت و كدام اهل دوزخ است .
چون بر اينمقدمه وقوف يافتى اكنون بدانكه حاصل دعوت انبياء يكى نظم و وضع شريعت و رسم مدنيت بوده و يكى تكميل و تربيت نفوس بمراتب آدميت و نمودن راه و رسم معرفت و حقيقت ؛
و ليكن چون در ازمنهء سابق عموم خلايق وحشى صفت بودند و از مراتب آدميت به كلى بى خبر الا نادر لهذا انبياء ( ع ) وضع قواعد مدنيت و احكام صورت را در تربيت عباد بر اصل مقصود و مراد مقدم داشتند و
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 24
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
صاسرار المعارف ٢٤