يكى از اين دامها مبتلا شود پناه به خدا برد !
( هم مگر مرحمت پير بگيرد دستش ) تا مستخلص شود و الا رفته است به جائى كه ( عرب رفت و نى آمد ) !
اول دام فتوى است ( بعضى از مفتىها ) چه آنكه اين مفتى بيچاره مدار علمش به مظنه و قياس است و از حقيقت هر امرى بى خبر و با ساير ناس بخواهشهاى نفسانى شريك است ، بعلاوه حب جاه و مقدم بودن كه پستترين دركات نفس است ناچار هيچ چيز از دنياى دنى نهبنيد كه نخواهد و در تحصيلش حيلههاى شرعى نينگيزد ، اگر به دستش نيايد عمرش در حسرت تحصيل بگذرد !
اين دام هم اقسام دارد ، باشكال مختلف است همه را نبايد گفت !
13 - اى عزيز : كثرت اقوال مردم را بحيرت انداخت و معطل گذاشت من اصل مدعا را بدون هر مدعائى مختصر با تو گويم و از هر قيل و قال دراز نفسانت وارهانم .
24 - بدانكه گذشتن از نقصان وجود و رسيدن بكمال عرفان در قوس صعود مخصوص آدم است و ادراك معنى آدميت و فايدهء اصلى از خلقت عالم .
تحصيل آدميت منحصر به دو چيز است :
يكى آداب ظاهر و آن را شريعت گويند . يكى اخلاق باطن و آن را تصوف يا طريقت نامند .
فايدهء شريعت آنست كه شهر از فتنهء دزدان و عياران و دستاندازى بيگانگان و تعدى اهل شهر بر يكديگر ايمن ماند تا مردم بفراغت و راحت راه به كار زندگانى خود برند ، و چون شهرى ناامن باشد جنبندهء را در آنجا قوهء زيست نيست ؛ به همين جهة كسى كه از قانون مدنيت و نظم مملكت
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 23
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
صاسرار المعارف ٢٣