بسيارى از افكار و عقايد خود دچار تغيير در رأى مىگردد و به عبارت ديگر چه مانعى دارد كه شخص مرتد واقعاً در ارتداد خود معذور باشد ، لكن ممكن است كسى در اين زمينه بگويد ، پس از شناخت اسلام هرگز شخصى دچار شك و ترديد نمىشود ، زيرا حقانيت اسلام مانند آفتاب روشن و محسوس است و همانطورى كه اگر كسى آفتاب را ببيند نمىتواند پس از ديدن در آن شك كند همچنين با شناخت اسلام ديگر نمىتواند دچار شك گردد . و اگر كسى با شناخت اسلام ، مرتد شود قطعاً معاند است و مىخواهد به اسلام صدمه وارد آورد و يا مردم را نسبت به اسلام و حقانيت آن در شك و ترديد قرار دهد . اما در پاسخ اين چنين سخنى مىتوان گفت كه هر چند اسلام در واقع حق است و حقانيت اسلام مىدرخشد اما گاهى اوقات ، انسان دچار كورى دل مىشود و در اثر اين كورى از اسلام منحرف مىگردد و لازم است ، چنين كسى را مجدداً هدايت و راهنمايى كرد و او را بدين مبين اسلام برگرداند ، نه آنكه بجاى منطق دليل و برهان با منطق شمشير با او رفتار كنند و بالأخره با شناخت دقيق اسلام نمىتوان او را در اثر ارتدادى كه واقعاً در اثر كورى دل حاصل گرديده و عنادى در آن وجود ندارد ، محكوم به مرگ ساخت بلكه به مقتضاى مقدمهاى كه نامبرده آوردهاند ، بايد چنين كسى را هدايت نمود و همانطورى كه در ابتداى ايمانش به اسلام با او بايد برخورد منطقى شود ، همچنين پس از برگشتن او از اسلام نيز لازم است با او برخورد منطقى به عمل آيد . درست است كه بر چنين كسى در ابتداى امر حجت تمام گرديده اما تماميت حجت در ابتداى امر او را مكلف مىسازد كه در همان زمان از اسلام پيروى كند . ليكن اگر پس از اتمام حجت در اثر يك سلسله شبهات كه قادر بر رفع آنها نبود گمراه گرديد ، لازم است او را ارشاد و راهنمايى كرد ، زيرا پيدايش چنين شبهاتى پس از اتمام حجت عقلًا محال و ممتنع نيست .
مضافاً به اينكه فقهاء كه معتقد به اعدام مرتد هستند فقط آن را منحصر به كسى نمىدانند كه با دليل و برهان اسلام را شناخته است ، بلكه معتقدند هر مسلمانى را كه از پدر و مادر مسلمانى زائيده شده و از اسلام خارج گرديده هر چند اسلام را نشناخته است بايد محكوم به مرگ نمود و اين نظريه هر چند از نظر ما صحيح نيست و سپس دربارهء ان بحث خواهيم كرد اما به هر حال نظريهاى است كه ابراز گرديده مگر آنكه نويسندهء مزبور معتقد به اعدام چنين مرتدى نباشد .
اگر نظر نويسنده اين است كه انسان پس از شناخت اسلام هر چند ممكن است دچار شك و ترديد شود ، اما حق ندارد اظهار كفر نمايد ، زيرا اگر اظهار كفر كرد مردم را نسبت به اسلام بىعقيده مىسازد . چنين نظريهاى منطقى به نظر نمىرسد و دليلى براى اثبات آن وجود ندارد . به هر حال بسيارى از نويسندگان اسلام دربارهء احكام مذكور توجيهاتى نمودهاند ، كه
ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: سيد محمد حسن مرعشى شوشترى
ص٩١