اينكه ابتدا فرموده « الديه الف دينار » ، برداشت شما در اين باره چيست ؟
پاسخ : از روايت اين گونه استفاده مىشود كه اصل دينار است كه اين هم يك قولى است .
ولى ظاهراً غير از صاحب رياض اين قول را نپذيرفته است .
شاهد دوم روايت ابى بصير از امام صادق ( ع ) است . مىفرمايد : « دية المسلم عشرة آلاف من الفضّه و الف مثقال من الذّهب و الف من الشاة و على اسنانها اثلاثاً ، و من الابل مائة على اسنانها و من البقر مائتان . » « 1 » و در اينجا صحبتى از اينكه چه كس چه چيز بپردازد ، نيست . در حقيقت فقط مقدار ديه را در هر زمينه مشخص كردهاند . اين گونه تعبير در روايات نه ظهور در تنويع دارد و نه تخيير ، تنها ظهورش بيان مقادير ديه است .
نظر استاد : ولى در ضمنش اموالى كه بايد پرداخت شود ، مشخص شده است .
شاهد سوم صحيحه حلبى است كه ظاهرش نه تخيير است نه تنويع و فقط بيان مقدار بوده است . چرا كه امام صادق ( ع ) مىفرمايد : « الدّية عشرة آلاف درهم ، او الف دينار . » « 2 »
شاهد چهارم : روايت جميل بن دراج است كه در آن آمده است : « الف دينار ، او عشرة آلاف درهم ، و يؤخذ من اصحاب الحلل الحلل . و من اصحاب الابل ، الابل و من اصحاب الغنم ، الغنم و من اصحاب البقر ، البقر . » « 3 » كه در آن مقدار ديه ابتدا بر اساس درهم و دينار بيان شده و سپس براى هر صنفى نوع آن را بيان مىكند . آيا از اين روايت الزام اصحاب ابل به پرداخت ابل را مىفهميم يا خير ؟ فقط مىفهميم كه از اصحاب حلل ، حله پذيرفته مىشود نه چيز ديگر . يعنى آيا روايت در مقام بيان الزام است يا تسهيل ؟
پاسخ : من قبول دارم كه تسهيل است ، ولى نتيجهاش تخيير است .
شاهد پنجم صحيحه عبد اللَّه بن سنان از امام صادق ( ع ) است : « . . . الديه اثنا عشر الفاً او الف دينار ، او مائة من الابل و ان كان فى ارض فيها الدّنانير فالف دينار و ان كان فى ارض فيها الابل فمائة من الابل و ان كان فى ارض فيها الدراهم فدراهم به حساب ذلك اثنا عشر الفاً . » « 4 » ما گفتهايم اين روايت قول
هامش
( 1 ) - همان منبع ، حديث 2 .
( 2 ) همان منبع ، حديث 5 .
( 3 ) همان منبع ، حديث 4 .
( 4 ) همان منبع ، حديث 9 .